نامتناهى اين حالت آن حضرت را عارض مىشد واز براي فرود آمدن جبرئيل چنين نمىشد بلكه جبرئيل بىرخصت داخل خانهء آن حضرت نمىشد وچون داخل مىشد مانند بندگان در خدمت أو مىنشست « 1 » .
ودر حديث معتبر از حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام منقول است كه : وحى خدا به پيغمبران اقسام دارد : بعضي از قبيل فرستادن ملائكة است بسوى پيغمبران وبعضي سخن گفتن حق تعالى است با ايشان بىآنكه ملكي در ميان باشد ؛ وحضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم از جبرئيل عليه السّلام پرسيد كه : وحى را از كجا مىگيرى ؟ گفت : از إسرافيل مىگيرم ، پرسيد :
إسرافيل از كجا مىگيرد ؟ گفت : از ملكي مىگيرد از روحانيان كه از أو بلندتر است ، پرسيد : آن ملك از كي مىگيرد ؟ گفت : در دلش مىافتد « 2 » .
وعلي بن إبراهيم از حضرت امام محمد باقر عليه السّلام روايت كرده است كه جبرئيل عليه السّلام به جناب رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم گفت كه : إسرافيل حاجب پروردگار است واز همهء خلق به محلّ صدور وحى الهى نزديكتر است ولوحى از ياقوت سرخ در ميان دو ديدهء اوست ، چون وحى از جانب حق صادر مىشود لوح بر پيشانى إسرافيل مىخورد پس نظر مىكند در لوح وبه ما مىرساند وما به أطراف زمين وآسمان مىرسانيم « 3 » .
ودر حديث ديگر از آن حضرت روايت كرده است كه : چون أهل آسمان بعد از عيسى عليه السّلام وحى نشنيده بودند در ابتداى مبعوث شدن حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم صداى عظيمى از وحى قرآن شنيدند مانند آهنى كه بر سنگ سخت بخورد پس همه از دهشت بيهوش شدند ، وچون وحى تمام شد جبرئيل فرود آمد وبه هر آسمان كه مىرسيد دهشت ايشان ساكن مىگرديد « 4 » .
وعياشى از حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام روايت كرده است كه : چون سورهء مائده بر
هامش
( 1 ) . كمال الدين وتمام النعمة 85 .
( 2 ) . توحيد شيخ صدوق 264 .
( 3 ) . تفسير قمى 2 / 28 .
( 4 ) . تفسير قمى 2 / 202 . ونيز رجوع شود به مجمع البيان 4 / 389 .