حضرت فرمود : يا رسول اللّه ! رفتم بسوى جنّيان بسيار از منافقان وكافران كه طغيان كرده بودند بر عرفطة وقوم أو از منافقان ومن ايشان را به سه خصلت دعوت كردم : أول آنكه ايمان بياورند به خدا واقرار نمايند به پيغمبرى تو ، وقبول نكردند ؛ دوم آنكه جزيه بدهند ، باز قبول نكردند ؛ سوم آنكه صلح كنند با عرفطة وقوم أو كه بعضي از آب ومراعى از آنها باشد وبعضي از ايشان ، واين را نيز قبول نكردند ، پس شمشير كشيدم ونام خدا بردم وبر ايشان حمله كردم وهشتاد هزار كس ايشان را به قتل رسانيدم ، چون اين حال را مشاهده كردند راضى به صلح شدند وأمان طلبيدند ومسلمان شدند .
پس عرفطة گفت : يا رسول اللّه ! خدا تو را وأمير المؤمنين عليه السّلام را از ما جزاى خير دهد ؛ ووداع كرد وبرگشت « 1 » .
ودر حديث معتبر معلّى بن خنيس از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه : در روز نوروز حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام را به وادى جنّيان فرستاد كه از ايشان عهدها وپيمانها گرفت « 2 » .
ششم - در محاسن برقى وكتب معتبرهء ديگر مذكور است كه : حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم روزى با أمير المؤمنين عليه السّلام نشسته بود ناگاه مردى پير آمد وبر آن حضرت سلام كرد وبرگشت ، حضرت فرمود : يا علي ! اين مرد پير را شناختى ؟ گفت : نمىشناسم ، حضرت فرمود كه : اين إبليس لعين است ، أمير المؤمنين عليه السّلام فرمود : يا رسول اللّه ! اگر مىدانستم كه آن است أو را ضربتي مىزدم وامّت تو را از أو خلاص مىكردم . پس شيطان برگشت وگفت : اى أبو الحسن ! ستم كردى بر من ، هرگز من شريك نطفهء دوستان تو نشدهام وهر كه دشمن توست نطفهء من پيشتر از نطفهء پدرش به رحم مادرش رسيده است « 3 » .
هفتم - حميرى به سند معتبر روايت كرده است از حضرت صادق عليه السّلام كه : حق تعالى از ملك وپادشاهى واستيلاى بر جميع مخلوقات نداد به هيچ پيغمبر مثل آنچه به پيغمبر
هامش
( 1 ) . عيون المعجزات 44 - 46 . ونيز رجوع شود به اليقين 260 .
( 2 ) . المهذب البارع 1 / 194 .
( 3 ) . محاسن 2 / 58 . ونيز رجوع شود به تفسير فرات كوفي 242 وتاريخ بغداد 3 / 290 .