تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 636

مساهمون:

ص٦٣٦
حضرت فرمود : بد جوانى بوده‌اى وبد پيرى هستى . گفت : يا محمد ! من بر دست نوح توبه كرده‌ام وبا أو در كشتى بودم وأو را عتاب كردم در نفرين كردن بر قوم خود ، وبا إبراهيم بودم در وقتي كه أو را به آتش انداختند وخدا آتش را بر أو برد وسلام گردانيد ، وبا موسى بودم در وقتي كه خدا فرعون را غرق كرد وبني إسرائيل را نجات داد ، وبا هود بودم كه نفرين كرد بر قوم خود وأو را عتاب كردم كه چرا نفرين كردى ، وبا صالح بودم كه نفرين كرد قوم خود را وبه أو اعتراض كردم كه چرا نفرين كردى قوم خود را ، وهمهء كتابها را خواندم ودر همهء آنها ديدم بشارت داده بودند به آمدن تو ، وأنبياء تو را سلام رسانيدند ومىگفتند تو بهترين پيغمبران وگرامىترين ايشانى ، پس از آنچه خدا بر تو فرستاده است چيزى تعليم من نما . حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم به أمير المؤمنين علي بن أبي طالب عليه السّلام فرمود : تو أو را تعليم كن . هام گفت : يا محمد ! ما أطاعت نمىكنيم مگر پيغمبر يا وصىّ پيغمبر را ، اين كيست كه مرا به أو حواله كردى ؟ حضرت فرمود : اين برادر من ووصىّ من ووزير ووارث من است ونام أو علي بن أبي طالب است . هام گفت : بلى ، ما يافته‌ايم اسم أو را در كتابهاى گذشته أو را اليا ناميده‌اند . پس أمير المؤمنين عليه السّلام قرآن وشرايع دين را تعليم أو نمود ودر شب هرير در صفّين به خدمت آن حضرت آمد « 1 » . چهارم - شيخ مفيد وشيخ طبرسى وساير محدثان روايت كرده‌اند كه : چون حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم به جنگ بنى المصطلق رفت به نزديك وادى چولى « 2 » فرود آمدند ، چون آخر شب شد جبرئيل نازل شد وخبر داد كه طائفه‌اى از كافران جن در اين وادى جا كرده‌اند ومىخواهند به أصحاب تو ضرر برسانند ، پس أمير المؤمنين عليه السّلام را طلبيد وفرمود
هامش
( 1 ) . تفسير قمى 1 / 375 . ( 2 ) . چول : بيابان بىآب وعلف ، جاى خالى از آدمي . ( فرهنگ عميد 2 / 904 ) .
حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 636 | العلامة المجلسي