تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 633

مساهمون:

ص٦٣٣
عبد اللّه گفت : چون به اعلاى مكة رسيديم پيغمبر داخل درهء حجون شد وخطى براي من كشيد وفرمود : در ميان اين خط بنشين وبيرون مرو تا من بسوى تو بيايم ؛ پس رفت وبه نماز مشغول شد وشروع كرد در تلاوت قرآن ناگاه ديدم كه سياهان بسيار هجوم آوردند كه ميان من وآن جناب حايل شدند وصداى أو را نشنيدم ، پس پراكنده شدند مانند پاره‌هاى ابر ورفتند وگروهى از آنها ماندند ، وچون حضرت از نماز صبح فارغ شد بيرون آمد فرمود : آيا چيزى ديدى ؟ گفتم : بلى مردان سياه ديدم كه جامه‌هاى سفيد بر خود بسته بودند ، فرمود : اينها جنّ نصيبين بودند . وبه روايت ابن عباس : هفت نفر بودند وحضرت آنها را رسول نمود بسوى قوم خود ؛ بعضي گفته‌اند نه نفر بودند . واز جابر روايت كرده‌اند كه حضرت فرمود : من سورهء « رحمن » را خواندم بر ايشان وجواب ايشان بهتر از جواب شما بود ، چون بر ايشان خواندم
فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ *
« 1 » گفتند : « لا ولا بشيء من آلائك ربّنا نكذّب » « 2 » . واز ابن عباس روايت كرده است كه : چون رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم مبعوث شد وملائكة ميان شياطين وبالا رفتن ايشان به آسمان حائل شدند وايشان را به شهاب زدند وسوختند وبرگشتند گفتند : بايد حادثه‌اى در زمين حادث شده باشد كه ما را از آسمان منع كردند ، پس به مشرق ومغرب گرديدند وگروهى از آنها كه به مكة افتادند بر آن حضرت گذشتند كه در « نخله » با أصحاب خود نماز صبح مىكرد در هنگامى كه متوجه سوق عكاظ بود ، چون تلاوت آن حضرت را شنيدند گفتند : همين است كه ميان ما وآسمان مانع شده است ، پس بسوى قوم خود برگشته وگفتند : « بدرستى كه ما قرآن عجيبى شنيديم كه هدايت مىنمايد بسوى حق پس ايمان آورديم به آن وهرگز شريك نمىگردانيم با پروردگار خود احدى را » « 3 » ؛ پس حق تعالى سورهء « جن » را فرستاد « 4 » .
هامش
( 1 ) . سورهء رحمن : 13 . ( 2 ) . مجمع البيان 5 / 92 . ونيز رجوع شود به مناقب ابن شهرآشوب 1 / 75 - 76 . ( 3 ) . ترجمهء آيه‌هاى 1 و 2 سورهء جن . ( 4 ) . مجمع البيان 5 / 368 ؛ صحيح مسلم 1 / 331 ؛ تفسير الوسيط 4 / 361 .
حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 633 | العلامة المجلسي