هفتاد نفر يا هشتاد نفر بودند « 1 » .
هفتاد ويكم - روايت كردهاند : زنى كه أو را امّ شريك مىگفتند مشگ روغنى از براي آن حضرت آورد ، حضرت فرمود كه مشگ أو را خالى نمودند وبه أو پس دادند ، چون به خانه برد ديد كه مشگ پر از روغن است وتا مدتي از آن روغن مىخوردند وخالى نمىشد « 2 » .
وبه روايت ديگر : حضرت به خيمهء امّ شريك وارد شد ، أو اهتمام بسيار در ضيافت آن حضرت كرد ومشگى بيرون آورد كه گمان روغنى در آن داشت وهرچند فشرد روغن از آن بيرون نيامد ، حضرت آن مشگ را گرفت وحركت داد تا پر از روغن شد وهمهء رفقاى حضرت از آن سير شدند ومدتها از آن مىخوردند وامر فرمود دهان مشگ را نبندند « 3 » .
هفتاد ودوم - ابن شهرآشوب روايت كرده است كه : آن حضرت كاسهء عسلى به زنى داد وآن زن مىخورد از آن عسل مدتها ومنتهى نمىشد ، روزى آن را از آن ظرف به ظرف ديگرى گردانيد همان ساعت برطرف شد ، پس به خدمت حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم آمد وواقعه را نقل كرد ، حضرت فرمود : اگر در آن ظرف مىگذاشتى هميشه از آن مىخوردى « 4 » .
هفتاد وسوم - ابن شهرآشوب از جابر روايت كرده است كه : مردى به خدمت آن حضرت آمد وطعامي طلبيد حضرت شصت صاع گندم به أو داد ، پس پيوسته آن مرد با عيالش از آن مىخوردند وكم نمىشد ، روزى به خاطرش رسيد كه آن را كيل نمايد ومعلوم كند كه چه مقدار مانده است ، چون كيل كرد تمام شد ، حضرت فرمود : اگر كيل نمىكرديد هميشه از آن مىخورديد « 5 » .
هامش
( 1 ) . مناقب ابن شهرآشوب 1 / 141 ؛ قصص الأنبياء راوندى 314 با اندكى تفاوت ؛ صحيح مسلم 3 / 1612 .
( 2 ) . مناقب ابن شهرآشوب 1 / 141 . ونيز رجوع شود به دلائل النبوة 6 / 124 .
( 3 ) . خرايج 1 / 25 .
( 4 ) . رجوع شود به مناقب ابن شهرآشوب 1 / 142 .
( 5 ) . مناقب ابن شهرآشوب 1 / 142 ؛ صحيح مسلم 4 / 1784 .