تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 596

مساهمون:

ص٥٩٦
گشودم ده درهم به حال خود بود « 1 » . پنجاه ونهم - راوندى وابن شهرآشوب روايت كرده‌اند كه : أبو هريره روزى مشت خرمايى به خدمت آن حضرت آورد وگفت : دعا كن براي من به بركت ، حضرت دعا كرد وفرمود : بگير اين را ودر ميان كيسه بگذار وهر وقت كه خواهى دست كن در كيسه ودرآور وخالى مكن ، وپيوسته از آن مىخورد ومىبخشيد تا آنكه أمير المؤمنين عليه السّلام از أو گواهى طلبيد وأو از براي دنيا كتمان شهادت كرد وآن بركت از أو سلب شد ، باز توبه كرد وحضرت أمير عليه السّلام دعا كرد وبراي أو برگشت ، وچون به نزد معاوية رفت بالكلّيّه از أو قطع شد « 2 » . شصتم - راوندى روايت كرده است كه : رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم شبى سه مرتبه به مسجد تشريف مىآورد ، در بعضي از شبها آخر شب بيرون آمد ونزد منبر جمعى از فقرا مىخوابيدند ، پس جاريهء خود را طلبيد وفرمود : اگر طعامي مانده است بياور ، پس ديگى از سنگ آورد كه اندك طعامي در ته آن بود وحضرت ده نفر از فقرا را بيدار كرد وفرمود : بخوريد به نام خدا ، پس خوردند تا سير شدند ، پس ده نفر ديگر را بيدار كرد وخوردند تا سير شدند ، ودر ديگ باقي ماند وفرمود : ببر اين را بسوى زنان « 3 » . شصت ويكم - راوندى وغير أو روايت كرده‌اند از حضرت صادق عليه السّلام كه : رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم به نزد أطفال شيرخوارهء فاطمه عليها السّلام مىآمد وآب دهان حلاوت نشان خود را در دهان ايشان مىانداخت وبه فاطمه عليها السّلام مىفرمود : ايشان را شير مده « 4 » . شصت ودوم - راوندى روايت كرده است كه سلمان گفت : من سه روز روزه گرفتم وبغير آب چيزى نيافتم كه افطار كنم وبه رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم حال خود را عرض كردم ، فرمود : با من بيا ، چون در راه بزى را ديد به صاحبش فرمود : آن را نزديك بياور ،
هامش
( 1 ) . رجوع شود به خرايج 1 / 39 . ( 2 ) . خرايج 1 / 55 ؛ مناقب 1 / 118 ، ودر آن فقط صدر روايت ذكر شده است . ( 3 ) . خرايج 1 / 88 . ( 4 ) . خرايج 1 / 94 . ونيز رجوع شود به دلائل النبوة 6 / 226 .
حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 596 | العلامة المجلسي