ايشان مشرف شد وآب دهان مبارك خود را در آن چاه انداخت ، در ساعت آبش شيرين شد وجوشيد وبلند شد واكنون معروف است آن چاه در بيرون مكة وآن را « عسيله » مىگويند وأهل آن چاه اين را أعظم مكرمتهاى خود مىشمارند وبه آن فخر مىكنند ؛ وچون قوم مسيلمهء كذّاب اين را شنيدند به نزد أو رفتند وگفتند : تو هم چنين معجزهاى براي ما ظاهر كن ، أو بر سر چاهى آمد كه آبش بسيار شيرين بود پس آب دهان نجس خود را در آن چاه ريخت ، آن آب شور وتلخ شد وفرو رفت وتا حال آن چاه در يمن معروف است « 1 » .
پنجاه وششم - خاصه وعامه روايت كردهاند كه : سلمان را كه مولاي أو يهودي بود مكاتب گردانيد بر باغ خرمائى وحضرت آن باغ را در يك روز به اعجاز خود دانهء خرما كشت وبه بار آورد وتسليم أو نمود وسلمان را آزاد كرد « 2 » ؛ چنانكه در أحوال أو مذكور خواهد شد ان شاء اللّه تعالى .
پنجاه وهفتم - راوندى وغير أو روايت كردهاند كه : سلمان قرض بسيار داشت وحضرت قدرى از طلا به أو داد كه قدر عشرى از أعشار قرضش نبود وبه اعجاز آن حضرت همهء قرض خود را از آن ادا كرد « 3 » .
پنجاه وهشتم - راوندى از انس روايت كرده است كه : با رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم به بازار رفتم وده درهم با من بود وآن حضرت مىخواست به آن دراهم عبايى بخرد ، در عرض راه كنيزى را ديد گريه مىكند از سبب گريهء أو پرسيد ؟ گفت : در ميان ازدحام مردم دو درهم از من گم شد واز ترس مولاي خود به خانه نمىتوانم رفت ، حضرت فرمود كه : دو درهم را به أو دادم ، وچون به بازار رفتيم وحضرت عبا خريد وفرمود : زر بده ، كيسه را
هامش
( 1 ) . إعلام الورى 26 - 27 ؛ خرايج 1 / 28 ؛ مناقب ابن شهرآشوب 1 / 158 ؛ ودر هر سه مصدر نام چاه ذكر نشده است . وقسمتى از اين معجزه در كشف الغمة 1 / 27 ذكر شده است .
( 2 ) . رجوع شود به روضة الواعظين 277 واستيعاب 2 / 634 - 635 ودلائل النبوة 6 / 97 .
( 3 ) . خرايج 1 / 32 ؛ سيرهء ابن هشام 1 / 220 - 221 ؛ البداية والنهاية 6 / 121 .