تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 591

مساهمون:

ص٥٩١
چهل وهفتم - روايت كرده است كه : سعد بن وقاص تيرى انداخت وحضرت أو را دعا كرد كه تيرش از نشانه خطا نشود ؛ وبعد از آن هرگز تير أو خطا نشد « 1 » . چهل وهشتم - روايت كرده است از سلمان كه : چون رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم داخل مدينه شد وبه خانهء أبو أيوب انصارى فرود آمد ودر خانهء أو بغير از يك بزغاله ويك صاع گندم نبود بزغاله را براي آن حضرت بريان كرد وگندم را نان پخت وبه نزد حضرت آورد ، حضرت فرمود كه در ميان مردم ندا كنند : هركه طعام مىخواهد بيايد به خانهء أبو أيوب انصارى ، پس أبو أيوب ندا مىكرد ومردم مىدويدند ومىآمدند مانند سيلاب تا خانه پر شد وهمه خوردند وسير شدند وطعام كم نشد ؛ حضرت فرمود استخوانها را جمع كردند ودر ميان پوست بزغاله گذاشت وفرمود : برخيز به اذن خدا ، پس بزغاله زنده شد وايستاد ومردم صدا به گفتن شهادتين بلند كردند « 2 » . چهل ونهم - روايت كرده است كه : أبو أيوب در عروسى فاطمه عليها السّلام بزغاله‌اى آورد وآن را كشتند وپختند حضرت فرمود : مخوريد مگر با نام خدا واستخوانهايش را مشكنيد ، پس چون فارغ شدند فرمود : أبو أيوب مرد فقيرى است ، الهى ! تو آفريده‌اى اين بزغاله را وتو آن را فانى نمودى وتو قادرى كه آن را برگردانى پس زنده كن آن را اى زنده‌اى كه بجز تو خداوندى نيست ، پس بزغاله به قدرت خدا زنده شد وحق تعالى در آن براي أبو أيوب بركتي قرار داد كه هر بيمارى از شيرش مىخورد شفا مىيافت وأهل مدينه آن را « مبعوثه » مىگفتند ، يعنى زنده‌شدهء بعد از مردن « 3 » . پنجاهم - كلينى به سند معتبر از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه : يهودي به حضرت رسول گذشت وگفت : « السام عليك » يعنى مرگ بر تو باد ، حضرت فرمود : « عليك » ، صحابه گفتند : يا رسول اللّه ! أو گفت : مرگ بر تو باد ، فرمود : من هم همان را بر أو برگردانيدم وامروز مار سياهى پشت أو را خواهد گزيد وأو را خواهد كشت . پس يهودي
هامش
( 1 ) . مناقب ابن شهرآشوب 1 / 119 ودر آن « سعد بن أبي وقاص » ذكر شده است . ( 2 ) . مناقب ابن شهرآشوب 1 / 174 ودر آن بجاى « گندم » ، « جو » آمده است . ( 3 ) . مناقب ابن شهرآشوب 1 / 173 - 174 .
حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 591 | العلامة المجلسي