تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 587

مساهمون:

ص٥٨٧
كه به زيارة من بيايد پس بر من سلام كرد وگفتم به أو كه : باران از براي ما بياور ، گفت : وعدهء باران در فلان روز است از فلان ماه ؛ چون روز وعده شد ونماز صبح كرديم ابرى پيدا نشد ونماز ظهر نيز كرديم ابرى ظاهر نشد ، چون نماز عصر كرديم ابرى ظاهر شد وباران بسيار باريد وما خنديديم ، حضرت فرمود : چرا مىخنديد ؟ گفتيم : براي آنكه وعدهء ملك به ظهور آمد ، حضرت فرمود : اين قسم أمور را ضبط كنيد ونقل كنيد تا سبب مزيد ظهور حق گردد « 1 » . وبه سند معتبر از حضرت امام محمد باقر عليه السّلام مثل اين روايت كرده است « 2 » . سى وپنجم - راوندى روايت كرده است كه : حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم بسوى يهودي فرستاد وقرضى طلبيد وأو فرستاد پس به خدمت آن حضرت آمد وگفت : آنچه طلبيده بوديد به شما رسيد ؟ فرمود : رسيد ، يهودي گفت : هر وقت كه ضرورتي باشد بفرستيد كه من مىدهم ، حضرت أو را دعا كرد كه : خدا حسن وجمال تو را دائم گرداند ؛ آن يهودي هشتاد سال عمر كرد ويك موى سفيد در سر وريش أو بهم نرسيد « 3 » . سى وششم - راوندى روايت كرده است كه : در جنگ تبوك مردم را تشنگى عظيم عارض شد وآب نداشتند وبه حضرت عرض كردند : يا رسول اللّه ! اگر دعا كنى خدا تو را آب مىدهد ، فرمود : بلى اگر دعا كنم دعاى مرا رد نمىكند ؛ پس دعا كرد ودر همان ساعت رودخانه‌ها جارى شد ؛ گروهى در كنار رودخانه گفتند : به سبب فلان ستاره باران آمد ، به روشى كه منجّمان مىگويند ؛ حضرت فرمود به صحابه كه : نمىبينيد چه مىگويند اين بىاعتقادان ، خالد گفت : رخصت مىفرمايى كه گردن ايشان را بزنم ؟ حضرت فرمود كه : نه ، چنين مىگويند ومىدانند كه خدا فرستاده است « 4 » . سى وهفتم - راوندى روايت كرده است از انس كه رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم روزى گفت :
هامش
( 1 ) . خرايج 1 / 62 . ( 2 ) . خرايج 1 / 90 . ( 3 ) . خرايج 1 / 87 . ( 4 ) . خرايج 1 / 98 و 99 .
حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 587 | العلامة المجلسي