است ، وطاعون وبيمارى جحفه را از اهلش خالى كرد .
پانزدهم - راوندى وابن شهرآشوب وغير ايشان روايت كردهاند كه : أبو طالب عليه السّلام بيمار شد وحضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم به عيادت أو رفت ، أبو طالب گفت : اى پسر برادر ! دعا كن پروردگار خود را كه مرا عافيت دهد ، حضرت فرمود : خداوندا ! شفا ده عمّ مرا ؛ در همان ساعت برخاست گويا در بندى بود ورها شد « 1 » .
شانزدهم - راوندى وغير أو روايت كردهاند كه : حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام بيمارى ودرد عظيمى بهم رسانيد ومىگفت : خداوندا ! اگر اجلم نزديك شده است مرا راحت ده واگر دور است بر من لطف كن واگر براي من بلا را مىپسندى مرا صبر بر بلا ده .
حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم گفت : خداوندا ! أو را شفا ده ، خداوندا ! أو را عافيت ده ؛ پس فرمود كه : برخيز يا أمير المؤمنين .
فرمود كه : برخاستم وبعد از آن هرگز آن درد را در خود نيافتم از بركت دعاى آن حضرت « 2 » .
هفدهم - راوندى از بريده روايت كرده است كه : پاى عمرو بن معاذ در يكى از جنگها بريده شد وحضرت آب دهان مبارك خود را بر آن موضع انداخت ومتّصل شد « 3 » .
هيجدهم - راوندى وغير أو از ابن عباس روايت كردهاند كه : زنى پسر خود را به خدمت رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم آورد وگفت : اين طفل را جنون وصرع مىگيرد هر بامداد وپسين ، آن جناب دست مبارك خود را بر سينهء أو كشيد ودعا كرد ناگاه از حلقش چيزى مانند فضلهء شير بيرون آمد وشفا يافت « 4 » .
نوزدهم - راوندى وابن شهرآشوب ومحدثان خاص وعام روايت كردهاند كه : در جنگ بدر به ضربت أبو جهل دست معاذ بن عفرا جدا شد وأو دست بريدهء خود را برداشت
هامش
( 1 ) . خرايج 1 / 49 ؛ مناقب ابن شهرآشوب 1 / 117 ؛ دلائل النبوة 6 / 184 .
( 2 ) . خرايج 1 / 49 ؛ دلائل النبوة 6 / 179 .
( 3 ) . خرايج 1 / 50 .
( 4 ) . خرايج 1 / 49 ؛ دلائل النبوة 6 / 187 ؛ مجمع الزوائد 9 / 2 .