تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 580

مساهمون:

ص٥٨٠
شد وموهاى سرش ريخت وتا حال فرزندان أو همه چنين‌اند « 1 » . نهم - در خرايج مذكور است كه : مردى از جهينه اعضايش از خوره ريخته بود وبه آن حضرت شكايت كرد ، فرمود كه قدحى از آب آوردند وآب دهان مبارك را در قدح انداخت وفرمود كه : بر بدن خود بمال ، چون آب را بر بدن خود ماليد صحيح وسالم شد « 2 » . دهم - راوندى وابن شهرآشوب از حضرت امام حسين عليه السّلام روايت كرده‌اند كه : روزى مردى به خدمت حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم آمد وگفت : من در جاهليت از سفري برگشتم دختر پنج ساله‌اى از خود ديدم كه با زينت وزيور در خانه راه مىرفت پس دستش را گرفتم وبردم أو را در فلان وادى انداختم وبرگشتم . حضرت فرمود كه : با من بيا وآن وادى را به من بنما ، آن مرد با آن حضرت به آن وادى رفت ، حضرت پرسيد : دختر تو چه نام داشت ؟ گفت : فلانه ، حضرت صدا زد : اى فلانه ! زنده شو به اذن خدا ، ناگاه آن دختر بيرون آمد وگفت : يا رسول اللّه ! لبيك وسعديك ، فرمود : پدر ومادر تو مسلمان شده‌اند اگر مىخواهى تو را به ايشان برگردانم . دختر گفت : مرا حاجتي به ايشان نيست ، خدا را براي خود از ايشان بهتر يافتم « 3 » . يازدهم - راوندى وغير أو روايت كرده‌اند كه : سلمة بن الأكوع را در جنگ خيبر زخم منكري رسيد حضرت به دهان مبارك بر آن موضع سه مرتبه دميد ودر ساعت شفا يافت ، وديدهء قتادة بن نعمان را در جنگ أحد جراحتي رسيد وبه رويش آويخته شد - وبه روايت ديگر جدا شد - وحضرت به دست مبارك به جاى خود گذاشت واز ديدهء ديگرش بهتر شد « 4 » . دوازدهم - راوندى وغير أو روايت كرده‌اند كه : جوانى از أنصار مادرى داشت پير وكور وآن جوان بيمار بود وحضرت به عيادت أو رفت وچون داخل شد أو مرده بود ،
هامش
( 1 ) . خرايج 1 / 29 ؛ إعلام الورى 27 ؛ مناقب ابن شهرآشوب 1 / 156 . ( 2 ) . خرايج 1 / 36 . ( 3 ) . خرايج 1 / 37 ؛ مناقب ابن شهرآشوب 1 / 175 . ( 4 ) . خرايج 1 / 42 ؛ دلائل النبوة 3 / 100 و 4 / 251 .