روزى نزد رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم نشسته بوديم ناگاه علي بن أبي طالب عليه السّلام داخل شد وحضرت سنگريزهاى در دست داشت وبه دست آن حضرت داد ، هنوز سنگريزه در دست أو قرار نگرفته بود كه به قدرت الهى به سخن آمد وگفت : « لا إله إلّا اللّه محمّد رسول اللّه رضيت باللّه ربّا وبمحمّد صلّى اللّه عليه وآله وسلّم نبيّا وبعليّ بن أبي طالب عليه السّلام وليّا » ، پس حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم فرمود : هركه از شما صبح كند واين دعا را بخواند وراضى باشد به خدا وبه ولايت علي بن أبي طالب أيمن مىگردد از خوف خدا وعقاب أو « 1 » .
بيست وهفتم - ابن بابويه وراوندى به سند معتبر از حضرت صادق عليه السّلام روايت كردهاند كه : مردى از يهود كه أو را « سبحت » مىگفتند به خدمت پيغمبر صلّى اللّه عليه وآله وسلّم آمد وگفت :
يا محمّد ! آمدهام از تو سؤال كنم از پروردگار خود .
فرمود : سؤال كن .
گفت : كجاست خداى تو ؟
فرمود : علم وقدرتش به همهء مكان احاطه كرده است ودر هيچ مكان نيست .
گفت : چگونه است پروردگار تو ؟
فرمود : چگونه أو را به چگونه بودن وصف كنم وحال آنكه چگونگى را أو آفريده وأو به مخلوق خود متّصف نمىگردد .
گفت : چه دانم كه تو پيغمبرى ؟
پس هر سنگ وكلوخ وهر چيز كه در دور آن حضرت بودند همه به لغت عربى فصيح به سخن آمده گفتند : اين است رسول خدا .
سبحت گفت : هرگز به اين هويدايى امرى نديده بودم ، گواهى مىدهم به وحدانيّت الهى وگواهى مىدهم كه تو رسول خدايى « 2 » .
بيست وهشتم - در بصائر الدرجات به سند معتبر روايت كرده است كه : روزى
هامش
( 1 ) . امالى شيخ طوسي 283 ؛ بشارة المصطفى 134 .
( 2 ) . توحيد شيخ صدوق 310 ؛ قصص الأنبياء راوندى 283 ؛ كافى 1 / 94 .