تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 533

مساهمون:

ص٥٣٣
روزى نزد رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم نشسته بوديم ناگاه علي بن أبي طالب عليه السّلام داخل شد وحضرت سنگريزه‌اى در دست داشت وبه دست آن حضرت داد ، هنوز سنگريزه در دست أو قرار نگرفته بود كه به قدرت الهى به سخن آمد وگفت : « لا إله إلّا اللّه محمّد رسول اللّه رضيت باللّه ربّا وبمحمّد صلّى اللّه عليه وآله وسلّم نبيّا وبعليّ بن أبي طالب عليه السّلام وليّا » ، پس حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم فرمود : هركه از شما صبح كند واين دعا را بخواند وراضى باشد به خدا وبه ولايت علي بن أبي طالب أيمن مىگردد از خوف خدا وعقاب أو « 1 » . بيست وهفتم - ابن بابويه وراوندى به سند معتبر از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده‌اند كه : مردى از يهود كه أو را « سبحت » مىگفتند به خدمت پيغمبر صلّى اللّه عليه وآله وسلّم آمد وگفت : يا محمّد ! آمده‌ام از تو سؤال كنم از پروردگار خود . فرمود : سؤال كن . گفت : كجاست خداى تو ؟ فرمود : علم وقدرتش به همهء مكان احاطه كرده است ودر هيچ مكان نيست . گفت : چگونه است پروردگار تو ؟ فرمود : چگونه أو را به چگونه بودن وصف كنم وحال آنكه چگونگى را أو آفريده وأو به مخلوق خود متّصف نمىگردد . گفت : چه دانم كه تو پيغمبرى ؟ پس هر سنگ وكلوخ وهر چيز كه در دور آن حضرت بودند همه به لغت عربى فصيح به سخن آمده گفتند : اين است رسول خدا . سبحت گفت : هرگز به اين هويدايى امرى نديده بودم ، گواهى مىدهم به وحدانيّت الهى وگواهى مىدهم كه تو رسول خدايى « 2 » . بيست وهشتم - در بصائر الدرجات به سند معتبر روايت كرده است كه : روزى
هامش
( 1 ) . امالى شيخ طوسي 283 ؛ بشارة المصطفى 134 . ( 2 ) . توحيد شيخ صدوق 310 ؛ قصص الأنبياء راوندى 283 ؛ كافى 1 / 94 .
حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 533 | العلامة المجلسي