برگشتند « 1 » .
به سندهاى معتبر از حضرت أمير المؤمنين وحضرت صادق عليهما السّلام مروى است كه :
حضرت خود فرمود ودرختها به نزديك يكديگر آمدند ، وچون قضاى حاجت كرد فرمود كه به جاى خود برگشتند ، وچون بعضي از صحابه به آن موضع آمدند اثرى از مدفوع آن حضرت نديدند « 2 » .
چهارم - به سندهاى بسيار از خاصه وعامه روايت كردهاند كه : چون حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم به مدينه هجرت نمود ومسجد را بنا كرد ، در جانب محراب مسجد درخت خرمائى خشك كهنهاى بود وهرگاه حضرت خطبه مىخواند بر آن درخت تكيه مىفرمود پس رومى آمد وگفت : يا رسول اللّه ! رخصت ده كه براي تو منبرى بسازم كه در وقت خطبه بر آن قرار گيرى ، وچون مرخّص شد براي حضرت منبرى ساخت سه پايه داشت وحضرت بر پايهء سوم مىنشست ، أول مرتبه كه آن حضرت بر منبر آمد آن درخت به ناله آمد مانند نالهاى كه ناقة در مفارقت فرزند خود كند ، پس حضرت از منبر به زير آمد ودرخت را در بر گرفت تا ساكن شد پس حضرت فرمود : اگر من أو را در بر نمىگرفتم تا قيامت ناله مىكرد « 3 » ؛ وآن را حنّانه مىگفتند وبود تا آنكه بنى اميّه مسجد را خراب كردند واز نو بنا كردند وآن درخت را بريدند « 4 » .
ودر روايت ديگر منقول است كه حضرت فرمود كه آن درخت را كندند ودر زير منبر دفن كردند « 5 » .
وبه روايت ديگر منقول است كه حضرت به آن درخت خطاب نمود كه : ساكن شو اگر مىخواهى تو را درختى گردانم در بهشت كه صالحان از ميوهء تو بخورند واگر خواهى تو را
هامش
( 1 ) . خرايج 1 / 155 ؛ البداية والنهاية 6 / 98 و 128 .
( 2 ) . بصائر الدرجات 254 و 256 .
( 3 ) . رجوع شود به دلائل النبوة 2 / 556 - 563 والبداية والنهاية 6 / 131 - 137 .
( 4 ) . خرايج 1 / 165 - 166 .
( 5 ) . قصص الأنبياء راوندى 312 ؛ دلائل النبوة 2 / 560 .