تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 490

مساهمون:

ص٤٩٠
المعافي بسم اللّه الّذي لا يضرّ مع اسمه شيء [ ولا داء ] « 1 » في الأرض ولا في السّماء وهو السّميع العليم » وفرمود : بخوريد به نام خدا ، وخود تناول نمود وهمه خوردند تا سير شدند وآب هم بر روى آن آشاميدند ؛ پس آن يهودية را فرمود حبس كردند ، چون روز دوم شد أو را طلبيد وفرمود : ديدى كه اين جماعت همه از زهر تو خوردند در حضور تو وخدا دفع ضرر آن نمود از پيغمبر وصحابهء أو ؟ آن زن گفت : يا رسول اللّه ! تا حال در شك بودم از پيغمبرى تو والحال يقين كردم كه تو رسول خدائى ؛ پس شهادت گفت ومسلمان شد واسلامش نيكو شد . وحضرت امام زين العابدين عليه السّلام فرمود : خبر داد مرا پدرم از جدّم كه چون جنازهء براء بن معرور را آوردند كه رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم بر أو نماز كند فرمود : كجاست علي بن أبي طالب ؟ گفتند : يا رسول اللّه ! أو پى حاجت مسلمانى رفته است بسوى « قبا » ، حضرت نشست ونماز نكرد ؛ گفتند : يا رسول اللّه ! چرا نماز نمىكنى بر أو ؟ فرمود : خدا مرا امر كرده است تا على حاضر نشود وابراى ذمّهء أو نكند از آنچه در حضور من بر آن حضرت گفت بر أو نماز نكنم . بعضي از حاضران گفتند : يا رسول اللّه ! آن سخن را بر سبيل مزاح گفت وبه جد نگفت كه خدا أو را مؤاخذه نمايد . رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم فرمود : اگر به جد مىگفت حق تعالى جميع اعمال أو را حبط مىكرد ، واگر تصدّق مىكرد به قدر ما بين ثرى تا عرش اعلا از طلا ونقره فايده نمىبخشيد وليكن چون مزاح بود وعلى أو را حلال كرده است مىخواهم كه احدى از شما گمان نكند على از أو آزرده است ومىخواهم بيايد ودر حضور شما أو را حلال كند وبراي أو استغفار كند تا قرب ومنزلت أو نزد خدا بيشتر شود ودرجات أو در آخرت بلندتر شود . در اين سخن بودند كه حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام حاضر شد ودر برابر جنازة ايستاد وگفت : خدا رحمت كند تو را اى براء ، بدرستى كه بسيار روزه مىداشتى وبسيار نماز
هامش
( 1 ) . از مصدر اضافه شد .
حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 490 | العلامة المجلسي