تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 491

مساهمون:

ص٤٩١
مىكردى ودر راه خدا مردى . پس رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم فرمود : اگر احدى از مردگان از نماز رسول مستغنى مىشد هرآينه براء مستغنى مىشد به دعاى على از براي أو . پس برخاست وبر أو نماز كرد وأو را دفن كردند ، وچون برگشتند فرمود : اى وارثان ودوستان براء ! شما به تهنيت اولائيد از تعزيت زيرا كه براي ميّت شما قبّه‌ها بستند از آسمان أول تا آسمان هفتم وحجب تا كرسي تا ساق عرش وروح أو را در آن قبّه‌ها وسرا پرده‌ها بالا بردند تا داخل بهشت كردند وخزينه داران بهشت همه به استقبال أو شتافتند ، حوريان همه از غرفه‌ها مشرف گرديده واله أو شده وگفتند : خوشا حال تو اى روح براء كه براي نماز تو سيد أنبياء انتظار سيد أوصياء برد تا آمد وبر تو ترحّم كرد واز براي تو استغفار كرد وبدرستى كه حاملان عرش پروردگار ما خبر دادند ما را از پروردگار ما كه گفت : اى بندهء من كه در راه من مرده‌اى ! اگر گناه داشته باشى به عدد سنگريزه‌ها وذرهء خاك وقطرهء بارانها وبرگ درختان وبه عدد موى حيوانات ونظرهاى ايشان ونفسهاى ايشان وحركات وسكنات ايشان هرآينه همه آمرزيده خواهد شد به دعاى على از براي تو . پس حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم فرمود : متعرض شويد اى بندگان خدا دعاى على را از براي شما وبپرهيزيد از نفرين أو كه هركه را نفرين كند البتة هلاك شود هرچند حسنات أو به عدد مخلوقات خدا باشد ، وهمچنين هركه على براي أو دعا كند خدا أو را سعادتمند گرداند هرچند گناهان أو به عدد مخلوقات خدا باشد . معجزهء هفتم - آن است كه روزى حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم نشسته بود ناگاه شبانى آمد وبر خود مىلرزيد ، چون آن حضرت أو را از دور ديد به أصحاب خود فرمود : اين مرد كه مىآيد قصهء غريبى دارد ؛ چون به نزد آن حضرت رسيد فرمود : خبر ده ما را به آنچه باعث ترس تو گرديده است ؟ راعى گفت : يا رسول اللّه ! امر من عجيب است ، من در ميان گوسفندان خود بودم ناگاه گرگى حمله كرد بر آنها وبره‌اى را گرفت ومن با فلاخن سنگ بر آن گرگ افكندم وآن را از