أو گرفتم ، پس از جانب ديگر آمد گوسفندى را برد ومن با فلاخن از أو گرفتم ، تا آنكه از چهار جانب آمد وچنين كردم ، وچون در مرتبهء پنجم با مادهء خود آمد وخواست حمله آورد ومن سنگ بر أو افكندم بر دم خود نشست وبه سخن آمد وگفت : آيا شرم ندارى كه مانع مىشوى ميان من وروزيى كه خدا براي من مقرر كرده است ؟ آيا من غذائى نمىخواهم كه بخورم ؟
من گفتم : چه بسيار عجب است كه گرگ بىزبانى به زبان آدميان سخن مىگويد ؟
گرگ گفت : مىخواهى خبر دهم تو را به امرى كه از اين عجيبتر است ؟ ! محمد صلّى اللّه عليه وآله وسلّم رسول پروردگار عالميان در ميان دو سنگستان مدينه خبر مىدهد مردم را به خبرهاى گذشته وآينده ويهودان با علم ايشان به راستى أو وخواندن وصف أو در كتابهاى پروردگار عالميان كه أو راستگوترين راستگويان است وافضلترين فاضلان است أو را تكذيب وانكار مىكنند وأو اكنون در مدينه است وبا اوست شفاى هر درد ، اى راعى ! به أو ايمان بياور تا أيمن گردى از عذاب خدا ومسلمان شو ومنقاد أو باش تا سالم بمانى از عقاب اليم خدا .
پس به آن گرگ گفتم : در عجب آمدم از گفتار تو وشرم مىكنم تو را منع كنم از گوسفندان خود ، پس هر يك را خواهى بخور ومن تو را دفع ومنع نمىكنم .
گرگ گفت : اى بندهء خدا ! حمد كن پروردگار خود را كه تو را از آنها گردانيد كه عبرت مىگيرند به آيات خدا وانقياد مىكنند امر أو را ، وليكن بدترين اشقيا كسى است كه مشاهده كند آيات محمد صلّى اللّه عليه وآله وسلّم را در حقّيّت برادرش علي بن أبي طالب عليه السّلام وآنچه از جانب خدا ادا مىنمايد از فضائل أو وبيند وفور علم وعمل وزهد وعبادت أو را وداند شجاعت ويارى كردن محمد صلّى اللّه عليه وآله وسلّم را به نحوى كه هيچكس كسى را چنان يارى نكرده است وشنود كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم امر مىكند مردم را به موالات أو ودوستان أو وبيزارى از دشمنان أو وخبر دهد كه خدا قبول نمىنمايد از احدى از مخالفان أو هيچ عمل را وبه اين مراتب مخالفت أو كند وانكار حقّ أو نمايد وبر أو ستم روا دارد وبا دشمنان أو دوستى كند وبا دوستان أو دشمنى كند ، اين از همهء أحوال عجيبتر است .
حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 492
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٤٩٢