تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 465

مساهمون:

ص٤٦٥
وسنگ بر پايش افتاد ومجروح گرديد وخون‌آلوده ومتغير برگشت وعرق از أو مىريخت ، أصحاب أو گفتند كه : ما هرگز چنين حالي در تو مشاهده نكرده بوديم ، گفت : مرا معذور داريد چنين حالي مشاهده كردم كه هرگز نديده بودم . يهودي گفت : خدا به موسى عليه السّلام دست نوراني داده بود . حضرت فرمود : خدا به حضرت مصطفى از اين بهتر داده بود ودر هر مجلس كه آن حضرت مىنشست از جانب راست وجانب چپ آن حضرت نوري ساطع مىشد كه جميع مردم مىديدند . يهودي گفت : در دريا راهى براي موسى گشوده شد . حضرت فرمود : براي محمد صلّى اللّه عليه وآله وسلّم بهتر از اين شد ، در وقتي كه در خدمت أو به جنگ حنين مىرفتيم به رودخانه‌اى رسيديم كه عمق آن چهارده قامت بود ، صحابه گفتند : يا رسول اللّه ! چگونه خواهد شد حال ما ، دريا در پيش است ودشمن از عقب ؟ چنانكه أصحاب موسى گفتند
إِنَّا لَمُدْرَكُونَ
« 1 » پس آن حضرت از ناقة فرود آمد وگفت : خداوندا ! براي هر پيغمبر مرسل معجزه‌اى دادى پس آيت قدرت خود را به من بنما ؛ وسوار شد وبر روى آب روان شد وصحابه نيز از عقب أو بر روى آب روان شدند واز آب گذشتند وسم اسبان ايشان تر نشده بود پس برگشتيم وحق تعالى فتح روزى كرد . يهودي گفت كه : خدا به موسى سنگى داد كه دوازده چشمه از آن جارى مىشد . حضرت فرمود : چون حضرت رسول در حديبيه فرود آمد وأهل مكة أو را محاصره كردند ، أصحاب آن حضرت از تشنگى شكايت كردند ، چهارپايان ايشان از تشنگى نزديك بود هلاك شوند ، پس فرمودند كه ظرفى آوردند ، ودست مبارك خود را در ميان آن گذاشت وآب از ميان انگشتانش جارى شد وآن قدر آمد كه همه سيراب شديم وچهارپايان سيراب شدند ومشگهاى خود را پر كرديم . وباز در حديبيه آب ناياب شد ودر آن موضع چاهى بود خشك شده بود پس تيرى از جعبهء خود بيرون آورد وبه دست براء
هامش
( 1 ) . سورهء شعراء : 61 .