پس جبرئيل عليه السّلام كه خليل آن حضرت بود از ميان ملائكة اشاره كرد به آن حضرت كه :
اختيار تواضع وشكستگى بكن ، رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم گفت : بلكه مىخواهم پيغمبر باشم وبندهء ذليل باشم ويك روز بيابم وبخورم ودر روز ديگر نيابم ونخورم وزود ملحق شوم به برادران خود از پيغمبرانى كه پيش از من بودهاند ؛ پس حق تعالى بر درجات أو افزود حوض كوثر وشفاعت را واين بزرگتر است از پادشاهى دنيا از أول تا آخر دنيا هفتاد مرتبه ، ووعده داد أو را مقام محمود كه در قيامت أو را بر عرش خود بنشاند وفرمان را در آن روز مخصوص أو گرداند .
يهودي گفت : خدا باد را براي سليمان مسخّر گردانيد كه تخت أو را بامداد يكماهه راه وپسين يكماهه راه مىبرد .
حضرت فرمود : حق تعالى سيد أنبياء صلّى اللّه عليه وآله وسلّم را در كمتر از ثلث يك شب از مكة به مسجد أقصى كه يكماهه راه است واز آنجا به ملكوت سماوات كه پنجاه هزار سال راه است برد ، ودر قرب أو را به مرتبهء قاب قوسين ونزديكتر رسانيد ودر ساق عرش أنوار جمال ذو الجلال را به چشم دل مشاهده نمود ، وحق تعالى به آن حضرت ملاطفتها فرمود وتكليفهاى دشوار امّتهاى ديگر را بر امّت أو آسان ساخت ، چنانكه سابقا مذكور شد .
يهودي گفت : خدا شياطين را مسخّر سليمان عليه السّلام نمود .
حضرت فرمود : شياطين با وجود كفر مسخّر سليمان گرديدند وحق تعالى شياطين وجنّيان را مسخّر آن حضرت گردانيد كه به أو ايمان آوردند ، پس نه نفر از أكابر واشراف جنّيان نصيبين ويمن از فرزندان عمرو بن عامر كه نامهاى ايشان شصاه ، مصاه ، الهملكان ، مرزبان ، مازمان ، نضاه ، صاحب ، حاضب وعمرو « 1 » بود به خدمت رسول خدا آمدند در وقتي كه آن حضرت در بطن النخل بود وايمان آوردند چنانكه حق تعالى قصهء ايشان را در قرآن فرموده است
وَإِذْ صَرَفْنا إِلَيْكَ نَفَراً مِنَ الْجِنِّ يَسْتَمِعُونَ الْقُرْآنَ
« 2 » مراد اين نه نفرند ،
هامش
( 1 ) . در مصدر « شضاه ومضاه . . . وهاضب وهضب . . . » ذكر شده است .
( 2 ) . سورهء احقاف : 29 .