« أول » مثل خبر دادن از ايمان نياوردن أبو لهب وغير أو از كافران وبراي اظهار كذب آن حضرت نيز اظهار ايمان نكردند چنانكه در سورهء تبّت از عدم ايمان أبو لهب خبر داده است .
ودر جاى ديگر فرموده است
سَواءٌ عَلَيْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا يُؤْمِنُونَ
« 1 » « يكسان است بر ايشان آنكه بترسانى ايشان را يا نترسانى ايمان نمىآورند » ، واز اين مقولة در قرآن مجيد بسيار است .
« دوم » مانند خبر دادن در آيات بسيار كه مانند اين قرآن وسورهاى از اين قرآن نمىتوانند آورد ، وموافق آن واقع شد ، چنانكه فرموده است
فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَلَنْ تَفْعَلُوا
« 2 » « پس اگر نياوريد مثل اين قرآن را وحال آنكه هرگز نخواهيد آوردن » ، واگر آن حضرت صاحب يقين نبود در حقّيّت خود چگونه بر سبيل قطع وتأكيد وتهديد در برابر آن كافران عنيد مىفرمود كه : نخواهيد آوردن .
« سوم » خبر دادن از مذلّت يهودان تا آخر الزمان بعد از اذيتها كه رسانيدند به خاتم پيغمبران ولعنت كردن آن حضرت بر ايشان آنكه تا حال در ميان ايشان پادشاهى بهم نرسيده است ودر هر ملكي كه هستند از همهء خلق ذليلترند چنانكه در آيات بسيار فرموده است ، واز آن جمله اين آيات است
لَنْ يَضُرُّوكُمْ إِلَّا أَذىً وَإِنْ يُقاتِلُوكُمْ يُوَلُّوكُمُ الْأَدْبارَ ثُمَّ لا يُنْصَرُونَ . ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ أَيْنَ ما ثُقِفُوا إِلَّا بِحَبْلٍ مِنَ اللَّهِ وَحَبْلٍ مِنَ النَّاسِ وَباؤُ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ وَضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الْمَسْكَنَةُ
« 3 » « هرگز يهودان ضرر نمىتوانند رسانيد به شما مگر اندك آزارى - كه به زبان شوم خود رسانند - واگر با شما كارزار كنند پشتها بر شما گردانند وبگريزند وپس از گريختن يارى كرده نشوند ، زده شد بر ايشان مذلت وخوارى هرجا كه يافته شوند مگر به عهدي از خدا وعهدي از مؤمنان - كه قبول جزيه كنند واز كشتن وغارت خلاص شوند - وبازگشتند يهود به غضبى از خدا وزده شد بر ايشان مسكنت
هامش
( 1 ) . سورهء يس : 10 .
( 2 ) . سورهء بقره : 24 .
( 3 ) . سورهء آل عمران : 111 - 112 .