الحاصل ؛ ظاهر معناى حديث اين است كه ابو بصير گفت : شنيدم از حضرت باقر عليه السّلام كه فرمود : هر وقت خواستى سيب را بخورى اول آن را بو كن و بعد بخور ، چون اين كار را كردى بيرون مىرود از جسد تو هر درد و شدّت و علّتى كه باشد ، و ساكن مىكند آنچه را كه از قبل جن يا اخلاط چهارگانه باشد همهء آنها را . در كافى و وسائل مسندا از حضرت صادق عليه السّلام روايت كردهاند كه راوى مقابل آن حضرت سيبهاى سبزى را ديد ، گفت : به آن حضرت عرض كردم : أتأكل من هذا و الناس يكرهونه ؟ ! فقال : و عكت في ليلتي هذه ، فبعثت فأتيت به فأكلته و هو يقلع الحمّى و يسكن الحرارة « 1 » . يعنى : گفتم : آيا مىخورى از اين سيبهاى سبز ؟ ! و حال آنكه مردمان كراهت دارند از خوردن آن ؟ ! فرمود : در اين شب تب كرده بودم ، فرستادم اينها را برايم آوردند و خوردم ، تب را مىبرد و سوزش را ساكن مىكند . و در كتاب محاسن برقى به اسناد خود از درست بن ابى منصور روايت كرده كه گفت : مفضّل بن عمر مرا فرستاد بسوى ابى عبد اللّه عليه السّلام با هديّههائى در بهار روزى كه در مقابل آن حضرت طبقى بود از سيب سبز ، يعنى نرسيده ، به خدا سوگند كه نتوانستم صبر كنم تا اينكه گفتم : جعلت فداك ، أتأكل هذا و الناس يكرهونه ؟ ! قال كأنّه لم يزل يعرفني : إنّي وعكت في ليلتي هذه فبعثت فأتيت به ، و هذا يقلع الحمّى ، و يسكّن الحرارة ، فقدمت فأصبت أهلي محمومين ، فأطعمتهم ، فأقلعت الحمّى عنهم « 2 » . يعنى : گفتم : فدايت شوم ! آيا اينها را مىخورى ؟ ! و حال آنكه مردمان كراهت دارند
جنة العاصمة ( فارسي ) — صفحة 60
مساهمون: سيد حسن مير جهانى طباطبائى
ص٦٠
هامش
( 1 ) محدّث كلينى ، فروع كافى ج 6 ص 356 ح 3 ؛ وسائل الشيعة ج 25 ص 161 ح 1 .
( 2 ) احمد بن محمّد برقى ، المحاسن ج 2 ص 368 - 369 ح 924 .