حضرت فاطمه سلام اللّه عليها دعا كرد و گفت در حضور پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله : اللّهم أعط فاطمة عليها السّلام ما لا عين رأت ، و لا أذن سمعت ، فأمّن النبي صلّى اللّه عليه و آله و أقبل إلى أصحابه ، فقال : إن اللّه تعالى قد أعطى فاطمة في الدنيا ذلك ، أنا أبوها ، و ما أحد من العالمين مثلي ، و علي عليه السّلام بعلها ، و لو لا علي ما كان لفاطمة كفو أبدا « 1 » . يعنى : گفت ( شخص اعرابى ) : خدايا ! عطا كن به فاطمه عليها السّلام چيزى را كه هيچ چشمى نديده باشد و هيچ گوشى نشنيده باشد . پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله آمين گفت ، و رو كرد به ياران خود و فرمود : خداى تعالى در دنيا آن را به فاطمه داده است ، من پدر او هستم ، و على عليه السّلام شوهر اوست ، و احدى از مردان جهانيان مانند من نيستند ، و اگر على نبود هرگز همسرى براى فاطمه نبود . بديهى و واضح است كه اين مقام و مرتبه فقط براى انتساب فاطمه به پيغمبر نيست ، چنانچه آن حضرت دخترهاى ديگرى هم داشته ، و هيچ يك از آنها داراى اين مرتبه و مقام نبودهاند . و اگر آن بىبى معظّمه داراى رتبهء ولايت مطلقه نمىبود همسرى جز على عليه السّلام نداشتن ، و نفى لياقت همسرى و همتائى با ساير انبياء و اولياء تا چه رسد به ديگران معنائى نداشت ، نيكو تدبّر كن . و از جملهء آيات دالّه بر ولايت كلّيه داشتن آن حضرت : نزول مصحف بر آن حضرت پس از رحلت پدر بزرگوارش كه در آن است خبرهاى آنچه كه بوده است و آنچه كه خواهد بود تا قيام قيامت ، و در آن است شمارهء آنچه كه در آسمانهاست از نامهاى فرشتگان و غير آنها ، و شمارهء آنچه كه خدا خلق فرموده از انبياء و مرسلين ، و نامهاى ايشان ، و نامهاى آن كسانى كه بر آنها مبعوث شدهاند ، و نامهاى كسانى كه ايشان را تكذيب كردند ، و نامهاى كسانى كه به ايشان ايمان
جنة العاصمة ( فارسي ) — صفحة 300
مساهمون: سيد حسن مير جهانى طباطبائى
ص٣٠٠
هامش
( 1 ) محمّد بن أبى القاسم طبرى ، بشارة المصطفى ص 139 ؛ بحار الأنوار 43 ص 57 - 58 .