سمعت عن أحمد بن حنبل يقول : ما جاء لأحد من أصحاب رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله من الفضائل مثل ما جاء لعلي بن أبي طالب عليه السّلام « 1 » . يعنى : شنيدم از احمد بن حنبل كه مىگفت : نيامده است براى هيچيك از اصحاب رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله از فضيلتها مانند آنچه كه براى على بن ابى طالب عليه السّلام آمده . همانا مؤلّف حقير گويد : احمد بن حنبل كسى نبوده كه متّهم به غلوّ و اغراقگوئى باشد نسبت به وجود مبارك امير مؤمنان على عليه السّلام ، از كسانى بوده كه فضيلت مىداده است خلفاء ، خصوص خليفهء اول و خليفهء دوم را بر على عليه السّلام ، چنانچه خوارزمى در مناقب تصريح به آن كرده است ، كلام او واقعگوئى بوده ، و كلام وقتى قيمت دارد كه از روى واقع گفته شود و از غلوّ و مبالغه دور باشد ، و اگر اين سخن را در حق يكى از خلفاء يا غير آنها مىگفت از حقيقت خارج و تلقّى به قبول نمىشد ، و صدور اين كلام ناشى از اعتدال حب و بغض او و استقامت در ميزان تقسيم اشخاص و تحديد شخصيتهاى آنها بوده ، از اين راه خدا حق را به زبان او جارى كرده ، و از اين باب است كه احمد بن حنبل و اسماعيل بن اسحاق قاضى و احمد بن شعيب بن على نسّائى بنابر آنچه ابن عبد البرّ در استيعاب ، و ابن حجر در صواعق محرقه ، و شبلنجى در نور الأبصار ، و اين دو نفر اخير زياد كردهاند ابو على نيشابورى را گفتهاند : لم يرد في حق أحد من الصحابة بالأسانيد الحسان أكثر ما جاء في علي عليه السّلام « 2 » . يعنى : وارد نشده است در حق هيچيك از صحابه با سندهاى نيكو بيشتر از آنچه در
جنة العاصمة ( فارسي ) — صفحة 255
مساهمون: سيد حسن مير جهانى طباطبائى
ص٢٥٥
هامش
( 1 ) اخطب خوارزم ، المناقب ص 33 - 34 ح 4 .
( 2 ) ابن عبد البر ، الاستيعاب ج 2 ص 466 ؛ و الصواعق ابن حجر ص 74 طبع مصر ؛ و نور الأبصار شبلنجى ص 73 .