تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جنة العاصمة ( فارسي ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
گفت : شهدت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله ثمانية أشهر إذا خرج إلى صلاة الغداة مرّ بباب فاطمة ، فقال : السلام عليكم أهل البيت و رحمة اللّه و بركاته ، الصلاة ،
إِنَّما يُرِيدُ اللَّه لِيُذْهِب عَنْكُم الرِّجْس أَهْل الْبَيْت وَ يُطَهِّرَكُم تَطْهِيراً

« 1 » « 2 » . يعنى : حاضر بودم كه مىديدم مدّت هشت ماه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله هرگاه از خانه بيرون مىآمد براى نماز صبح بر در خانهء فاطمه مىرفت و مىفرمود : تحيّت و رحمت و بركات خدا بر شما اهل بيت باد هنگام نماز است جز اين نيست كه خدا مىخواهد ببرد از شما اهل بيت هر پليدىاى را و پاك گرداند شما را پاك كردنى از هرگونه پليدىاى . بيست و هفتم : آنكه چون فاطمه عليها السّلام مىخواهد وارد بهشت شود جبرئيل ناقه‌اى از ناقه‌هاى بهشت را مىآورد كه دو پهلوى آن به ديباج زينت كرده شده كه مهار آن از مرواريد درخشنده است ، و بر پشت آن زينى است از مرجان ، ركاب آن را مىگيرد و فاطمه سوار مىشود ، و با او روانه مىشود صد هزار فرشته از طرف راست او ، و صد هزار فرشته از طرف چپ او ، و صد هزار فرشتهء ديگر او را به بال‌هاى خود برمىدارند و او را بر در بهشت مىرسانند . چون فاطمه به در بهشت مىرسد توقّف مىكند ، خداى تعالى مىفرمايد : اى دختر حبيب من ! چرا توقّف كردى ؟ من تو را امر كردم كه داخل بهشت شوى . فاطمه مىگويد : اى پروردگار من ! دوست دارم كه قدر من شناخته شود در مثل اين روز ، پس خداى تعالى مىفرمايد : اى دختر حبيب من ! برگرد و نگاه كن هر كه را كه محبّت تو و ذرّيهء تو در دل او مىباشد دست او را بگير و داخل بهشت

هامش
( 1 ) سوره احزاب : 33 .
( 2 ) علّامهء مجلسى ، بحار الأنوار ج 43 ص 53 .