آن بزرگوار دست فاطمه را ، و مشايعت كردن آن حضرت فاطمه را ، چنانچه از ابى بكر روايت شده كه گفت :
إن فاطمة دخلت يوما على أبيها ، فاستقبلها و قبّل يديها ، ثم لمّا ودّعت و مشت شيّعها النبي و قبّل يديها أيضا . فقلت : يا رسول اللّه ، ما رأيت مثل هذا في أحد من النساء و لا يناسب لمثلك . فقال : ما فعلته إلّا بأمر ربّي .
يعنى : روزى فاطمه بر پدر خود داخل شد ، پس پيغمبر او را استقبال كرد و دو دست او را بوسيد ، و چون پدر را وداع كرد و رفت باز پيغمبر او را مشايعت كرد و دو دست او را بوسيد . گفتم : اى رسول خدا ! هرگز چنين چيزى را دربارهء احدى از زنها نديدم و براى تو مناسب نيست چنين كارى كه كردى . فرمود : اين كار را نكردم مگر به امر پروردگار خودم . اين عمل پيغمبر و جواب او حجّتى براى ابوبكر نيز بوده .
سىام : آنكه خداى تعالى بر امير مؤمنان عليه السّلام حرام فرمود ازدواج با زنها را تا زمانى كه فاطمه عليها سلام اللّه در قيد حيات بود .
سى و يكم : آنكه حضرت فاطمه سلام اللّه عليها در روز قيامت حكومت دارد و شفاعتكننده است گناهكاران شيعيان و دوستان خود را ، و احدى از مردها و زنها داخل بهشت يا جهنّم نمىشوند مگر به حكم و اذن او ، چنانچه اخبار آن را علّامهء مجلسى در بحار با مصادر آن نقل فرموده .
سى و دوم : آنكه فاطمهء زهرا عليها السّلام محدّثه بوده ، و ملائكه به خدمت او مشرّف مىشدند ، و براى او حديث مىكردند به آنچه در گذشته واقع شده بود و آنچه كه در آينده واقع مىشد ، چنانچه در بصائر الدرجات و كتب صدوق و مختصر بصائر سعد بن عبد اللّه قمّى و عوالم و غير آنها روايت شده .
سى و سوم : آنكه آن بىبى معظّمه علّت وجود ائمّهء يازدهگانه اوصياء رسول خدا صلوات اللّه عليهم اجمعين مىباشد ، و ذرّيهء پيغمبر تا قيامت همه از نسل
جنة العاصمة ( فارسي ) — صفحة 165
مساهمون: سيد حسن مير جهانى طباطبائى
ص١٦٥