تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جنة العاصمة ( فارسي ) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤

كن . پس فاطمه يكىيكى شيعيان و دوستان خود را جدا مىكند ، مانند مرغى كه دانه‌هاى خوب را از ميان دانه‌هاى بد جدا كند ، پس چون شيعيان و دوستان او با او بر در بهشت رسند خدا به دل‌هاى آنها مىاندازد تا اينكه توقّف مىكنند ، خداى تعالى مىفرمايد : اى دوستان من ! چرا توقّف كرده‌ايد ؟ من شفاعت فاطمه دختر حبيب خود را در حق شما پذيرفتم . عرض مىكنند : خدايا ! مىخواهيم امروز قدر ما شناخته شود . خداى تعالى مىفرمايد : اى دوستان من ! برگرديد و نگاه كنيد هركسى كه براى دوستى فاطمه شما را دوست مىدارد و هركسى كه براى دوستى فاطمه شما را اطعام كرده ، و هركسى كه براى دوستى فاطمه شما را پوشانيده ، و هركسى كه براى دوستى فاطمه شما را شربت آبى داده ، و هركسى كه در محبّت فاطمه ردّ غيبتى از شما كرده دست او را بگيريد و داخل بهشت كنيد . مؤلّف گويد : اصل اين حديث را علّامهء مجلسى در بحار از تفسير فرات بن ابراهيم مسندا از امام باقر عليه السّلام روايت كرده است « 1 » . بيست و هشتم : آنكه دوستى فاطمه در صد موضع براى دوستانش نفع مىدهد ، كه كمترين آن موضع هنگام مردن ، و وقت در قبر گذاردن ، و وقت سنجش اعمال ، و وقت محشور شدن در قيامت ، و وقت گذشتن از صراط ، و وقت حساب است « 2 » . بيست و نهم : استقبال كردن پيغمبر هنگام داخل شدن فاطمه بر او و بوسيدن

هامش
( 1 ) علّامهء مجلسى ، بحار الأنوار ج 43 ص 64 - 65 ح 57 .
( 2 ) فخر الدين طريحى ، المنتخب ص 17 .
جنة العاصمة ( فارسي ) — صفحة 164 | سيد حسن مير جهانى طباطبائى