كه هفتاد هزار حور العين به همراه او هستند ، كه هر يك از آنها پرچم حمدى در دست دارند ، و چون قدرى راه رود هفتاد هزار حور العين ديگر بنزد او آيند كه بر سر هر يك از ايشان تاجى باشد از جواهر مرصّع به زبرجد سبز و در دست هر يك مجمرهاى از عود و عنبر باشد ، و آنها از طرف راست آن حضرت روانه شوند . و باز چون قدرى راه ديگر طى كند مريم مادر عيسى با هفتاد هزار حور العين بنزد او آيند و بر او سلام كنند ، و از طرف چپ او روانه شوند ، و چون مقدارى راه ديگر بگذرد مادرش خديجهء كبرى با هفتاد هزار حور العين ديگر به استقبال او آيند ، كه در دست هر يك از آنها پرچم تكبيرى باشد ، همه اللّه اكبر گويان از پيش روى او روانه شوند ، و چون نزديك به محشر رسد آسيه زن فرعون با هفتاد هزار حور العين ديگر بنزد او آيند و با او روانه شوند . و چون وارد زمين محشر شود خطاب مىشود به همهء اهل محشر كه چشمهاى خود را بپوشند كه فاطمهء صدّيقه مىگذرد ، در آن وقت كسى او را نخواهد ديد مگر جدّ او ابراهيم خليل اللّه و پدر و شوهر و فرزندان معصومين او صلوات اللّه عليهم « 1 » . بيست و پنجم : آنكه در روز قيامت منبرى از نور براى او نصب مىشود كه هفت پايه داشته باشد ، و در ميان پايههاى آن ملائكه صف مىكشند با حور العين ، و آن معظّمه بر منبر بالا رفته و قرار گيرد ، آنگاه جبرئيل امين از جانب رب العالمين بنزد او آيد و گويد : اى فاطمه ! حاجت خود را طلب كن . بيست و ششم : در بحار نيز از كتاب آل روايت كرده از نافع بن ابى الحمراء كه
جنة العاصمة ( فارسي ) — صفحة 162
مساهمون: سيد حسن مير جهانى طباطبائى
ص١٦٢
هامش
( 1 ) علّامهء مجلسى ، بحار الأنوار ج 43 ص 52 - 53 .