اللّه عزّ و جل في كتابه :
يُسْقَوْن مِن رَحِيق مَخْتُوم * خِتامُه مِسْك وَ فِي ذلِك فَلْيَتَنافَس الْمُتَنافِسُون * وَ مِزاجُه مِن تَسْنِيم * عَيْناً يَشْرَب بِهَا الْمُقَرَّبُون
« 1 » فهنيئا لهم . ثم قال كعب : و اللّه لا يحبّهم إلّا من أخذ اللّه عزّ و جل منه الميثاق .
ترجمه
يعنى : به كعب گفتم : چه مىگوئى در حق طايفهء شيعهء شيعيان على بن ابى طالب عليه السّلام ؟
گفت : اى همام ! من مىيابم صفت ايشان را در كتابى كه نازل شده كه ايشان حزب خدايند و ياوران دين او و شيعيان ولىّ او ، و ايشانند مخصوصين خدا از بندگانش ، و اختيار كردهشدهگانش از ميان آفريدگانش ، كه اختيار كرده است ايشان را براى دين خود ، و آفريده است ايشان را براى بهشت خود ، در بهشت محل سكونت ايشان در فردوس اعلى است در خيمههائى از درّ ، و غرفههائى از لؤلؤ ، و ايشان در ميان نزديكشدگان نيكانند ، مىآشامند از شراب خالصى كه ظرفهاى آن با مشك مهر شده باشد ، و آن چشمهايست كه تسنيم گفته شده كه غير از ايشان از آن نمىآشامند ، و تسنيم چشمهاى است كه خدا آن را به فاطمه بخشيده كه دختر پيغمبر و زن على بن ابى طالب است ، خارج مىشود آن چشمه از زير پايه قبّهء آن حضرت به سردى كافور و طعم زنجبيل و بوى مشك كه جارى مىشود ، و از آن مىآشامند شيعيان و دوستان او .
و براى قبّهء فاطمه چهار پايه است : يك پايهء آن از مرواريد سفيد است كه از زير آن چشمهاى به طرف پائين بهشت جارى مىشود كه به آن سلسبيل گفته مىشود ، و يك پايهء آن از درّ زرد است كه بيرون مىآيد از زير آن چشمهاى كه به آن طهور گفته مىشود ، و يك پايهء آن از زمرّد سبز است كه از زير آن دو چشمه است جستنكننده مانند فوّاره از شراب و عسل ، و هر يك از اين چشمهها به طرف پائين بهشت جارى است مگر چشمهء
هامش
( 1 ) سوره مطفّفين : 25 - 28 .