پيشآمدى نبوده ، و به چنين فضيلتى سرفراز نشدند .
نهم : تابش و اشراق نور آن بىبى معظّمه هنگام تولّد او از مادر در همهء خانههاى مكّه ، و در تمام روى زمين از مشرق تا مغرب ، به نحوى كه نمانده هيچ جائى از زمين كه نور مقدّس آن بانوى گرامى در آنجا نتابيده باشد .
دهم : آمدن ده تن حور العين به زمين كه در دست هر يك طشت و ابريقى از بهشت بوده مملوّ از آب كوثر ، و دادن ايشان آنها را به دست زنى كه در مقابل خديجه نشسته ، و شستن آن حضرت ، و بيرون آوردن آن زن دو پارچهء سفيدى كه از شير سفيدتر و از مشك و عنبر خوشبوتر بوده ، و پيچيدن آن زن فاطمه را به يكى از آن دو ، و ديگرى را مقنعه براى او قرار دادن ، و استنطاق كردن آن زن او را و سخن گفتن آن مولودهء گرامى به شهادت دادن به يگانگى خدا و رسالت پدرش سيّد انبياء و امامت شوهرش سيّد اوصياء و امامت فرزندانش سادات همهء سبطها ، و سلام كردن به هر يك از آن چهار زن و نام بردن هر يك از آنها را به نامش .
يازدهم : بشارت اهل آسمان بعضى از آنها به بعض ديگر به ولادت آن سيّدهء زنان ، و ظاهر شدن نورى تازه در آسمان كه ملائكه قبلا آن را نديده بودند .
دوازدهم : حديث گفتن آن معظّمه پيش از آنكه از مادر متولّد شود در شكم مادر با مادر خود ، و او را دلدارى دادن ، و امر به صبر نمودن از جور زنان قريش .
سيزدهم : خلق شدن هفت آسمان و زمين از نور زهراء ، و افضل بودن او از هفت آسمان و زمين ، چنانچه از عامّه و خاصّه از حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله روايت شده ، و بعضى از آنها قبلا در يكى از وجوه تكنيهء آن بزرگوار به « ام ابيها » ذكر شد .
چهاردهم : آنكه چون خدا خواست ملائكه را امتحان كند ، ابر تيرهاى بر آنها فرستاد كه از شدّت تاريكى همديگر را نمىديدند ، پس گفتند :
إلهنا و سيّدنا ، منذ خلقتنا ما رأينا مثل ما نحن فيه ، فنسألك به حق هذه الأنوار إلّا ما كشفت
جنة العاصمة ( فارسي ) — صفحة 154
مساهمون: سيد حسن مير جهانى طباطبائى
ص١٥٤