تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جنة العاصمة ( فارسي ) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥

عنّا . فقال اللّه عزّ و جل : لأفعلن ، فخلق نور فاطمة الزهراء يومئذ كالقنديل ، و علّقه في قرط العرش ، فزهرت السماوات السبع و الأرضون السبع ، من أجل ذلك سمّيت فاطمة الزهراء ، إلى آخر الحديث « 1 » . يعنى : گفتند خداى ما و آقاى ما ! از آن وقتى كه ما آفريده شده‌ايم نديده‌ايم مانند آنچه را كه در آن هستيم از تيرگى ، پس به حق اين نورها - يعنى انوار خمسهء طيّبه - از تو مىخواهيم كه اين تيره‌گى را از ما بردارى . خداى تعالى فرمود : هرآينه البتّه اين كار را مىكنم ، پس نور فاطمه را در آن هنگام مانند قنديلى آفريد ، و آويخت در گوشهء عرش ، پس آسمان‌هاى هفت‌گانه و زمين‌هاى هفت‌گانه روشن شد ، و از همين جهت است كه فاطمه زهراء ناميده شد ، تا آخر حديث . پانزدهم : آنكه فاطمه عليها السّلام افضل از تمام انبياء و مرسلين و ملائكهء مقرّبين است غير از پدر بزرگوار و شوهر عالىمقدارش ، و همهء آنها نيازمندند به شفاعت زهراء طبق اخبار و احاديث مستفيضهء صادره از مصادر وحى و تنزيل . شانزدهم : آنكه ملائكه حتّى جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل و عزرائيل هم بىاذن بر او داخل نمىشدند و از طاعت او بيرون نيستند . خداى عزّ و جل عهد ولايت او را از آنها گرفته . هفدهم : آنكه آن حضرت داراى مقام عصمت كلّيه ، و معصومه است به عصمت حقيقيّه ، و از او مكروهى و ترك اولائى سر نزده نه در حال كودكى و نه در حال بزرگى ، تا چه رسد به گناه و معصيت به نص آيه تطهير و اخبار و احاديث نبويّه بسيارى كه از خاصّه و عامّه روايت شده . نودهم : آنكه رضايت و خشنودى او رضايت خداست ، و خشم و غضب او

هامش
( 1 ) علّامهء مجلسى ، بحار الأنوار ج 43 ص 17 از ارشاد ديلمى .