معناى واحد استعمال شده ؛ زيرا كه فاطمه مشتق از فطم است ، و فطام طفل از شير به معناى فصال است ، چنانچه در آيهء شريفه است كه خداى تعالى فرموده :
وَ حَمْلُه وَ فِصالُه ثَلاثُون شَهْراً
« 1 » و گفته شده : « فطمت المرضعة الرضيع » از باب ضرب يضرب يعنى « فصلته عنه » يعنى جدا كرد و يا بازداشت و منع كرد زن شيردهنده طفل شيرخوار را از شير خوردن ، و « فطم الرجل عن عادته إذا منع عنها » يعنى منع كرده شد مرد از عادتى كه داشت ، و « فطمت الحبل أي قطعته » يعنى بريدم ريسمان را ، و « فطم » از باب نصر به معناى « قطع » و از باب ضرب هر دو استعمال شده . و علّت اختلاف معانى براى اين لفظ و اسم شريف در اخبارى كه روايت شده و بعدا در همين فصل ذكر مىشود شايد بر حسب حكمتها و مصلحتها يا به سبب اختلاف حالات شنوندگان در زمانها و مكانهاى مختلفه بوده ، و بازگشت معانى كه براى اين اسم شده همهء آنها به فصل است ، و يا متفرّع بر معناى آن است ، و در حقيقت برگشت همهء آنها به يك معنى است .
و امّا احاديث راجعه به وجوه اين نام :
اول : حديثى است كه شيخ صدوق رحمه اللّه در كتاب معانى الأخبار و علل الشرايع به اسناد خود از حضرت صادق عليه السّلام روايت نموده ، و گفته است آن حضرت فرمود :
أتدري أيّ شيء تفسير فاطمة ؟
قلت : أخبرني يا سيّدي ؟
هامش
( 1 ) سوره احقاف : 15 .