تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جنة العاصمة ( فارسي ) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩
آنچه كه بيرون مىآورد از او و قرار مىدهد در فرزندان او ، پس مىبرد طمع ايشان را از آنچه طمع در آن كرده‌اند ، يعنى خلافت و امامت را ، لذا براى همين فاطمه فاطمه ناميده شد ؛ زيرا كه او قطع كرد طمع آنها را . و فطمت به معناى قطعت است يعنى بريد .

حديث پنجم

و نيز در علل الشرايع به سند متّصل از يزيد بن عبد الملك از حضرت باقر عليه السّلام روايت كرده كه فرمود : لمّا ولدت فاطمة عليها السّلام أوحى اللّه تعالى عزّ و جل إلى ملك فانطلق « 1 » به لسان محمّد صلّى اللّه عليه و آله فسمّاها فاطمة ، ثم قال : إنّي فطمتك بالعلم ، و فطمتك عن الطمث . ثم قال أبو جعفر عليه السّلام : و اللّه لقد فطمها اللّه تبارك و تعالى بالعلم و عن الطمث في الميثاق « 2 » . يعنى : چون تولّد يافت فاطمه عليها السّلام وحى فرستاد خداى تعالى عزّ و جل به فرشته‌اى ، پس جارى كرد يا بسخن درآورد زبان محمّد صلّى اللّه عليه و آله را به آن وحى ، و او را فاطمه نام گذارد ، پس از آن فرمود كه : تو را منقطع كردم به سبب علم - يعنى از سائر زن‌ها - و بازداشتم از حائض شدن . پس حضرت باقر عليه السّلام فرمود : سوگند به ذات خدا كه هر آينه منقطع ساخت خداى تبارك و تعالى به سبب علم ، و بازداشت از حائض شدن در عالم ميثاق . مانند همين حديث را علّامهء مجلسى عليه الرحمه در بحار « 3 » نيز از كتاب مصباح الأنوار نقل فرموده است .

هامش
( 1 ) فأنطق - خ ل .
( 2 ) شيخ صدوق ، علل الشرايع ص 179 ح 4 .
( 3 ) علّامهء مجلسى ، بحار الأنوار ج 43 ص 12 .
جنة العاصمة ( فارسي ) — صفحة 109 | سيد حسن مير جهانى طباطبائى