خواهد شد . و اين مرتبهء عظمى را آن عصمت كبرى حائز نشده مگر بواسطهء از خود گذشتن و از خودى رستن ، چنانچه فرمودهاند : « العبوديّة جوهرة كنهها الربوبيّة ، و ما فقد في العبوديّة أصيبت في الربوبيّة ، و ما خفي من الربوبيّة وجد في العبوديّة » « 1 » بنده در چنين حالى سر تا پا مجلاى تام و تمام صفات جلال و جمال ربوبيّت مىشود ، و آنچه كه در عبوديّت از انانيّت از دستش رفته بجاى آن صفت ربوبيّت را يافته ، و هرچه در ربوبيّت از شؤون مختفى بوده بروز و ظهور آن در عبوديّت شده ، و چون به اين مقام رسيد « كان اللّه سمعه و بصره و يده و رجله » .
شعر :
ز بس بستم خيال تو * تو گشتم پاى تا سر من
روغنى كو شد فداى گل به گل * خواه روغ بوى كن خواهى تو گل
پس به سبب آنچه از آثار و افعال و اقوال كه شايستهء ربوبيّت است از او صادر شود « تطيعه مادّة الكائنات ، و تتصرّف فيها كيف يشاء بما يشاء ، كالحديدة المحماة تفعل فعل النار » .
مىنشايد پرده مر تحقيق را * قوّهء مىبشكند ابريق را
معناى لفظ فاطمه
لفظ فاطمه مشتق از فطم است به معناى فصل ، چنانچه مطلق فصل را فطم گويند ، و آن معنائى است كه بر تمام وجوهى كه پس از اين در اخبار مرويّه در اين باب ذكر مىشود صادق آيد .
و ايرادى وارد نشود كه استعمال لفظ بر خلاف قواعد ظاهريّهء لفظيّه در اكثر از
هامش
( 1 ) مصباح الشريعة ص 7 باب 2 .