فصل پنجم در بيان نامها و كنيهها و لقبهاى فاطمه عليها السّلام
همانا براى اين نوريّهء سماويّه و مثل اعلاى الهيّه در كتب اخبار و احاديث و آثار ، نامهاى متعدّده و كنيهها و لقبهاى بسيارى ذكر شده ، كه هر يك از آنها نكات و اسرار و حقايقى را دربردارد كه دليلهائيست بر عظمت شأن و علوّ مقام آن بضعهء زكيّهء احمديّه سلام اللّه عليها ، كه در اين فصل به قدر ميسور مختصرى از مفصّل آن در ضمن سه مبحث ذكر مىشود .
مبحث اول در بيان نامهائى كه براى آن حضرت ذكر شده
شيخ صدوق ابن بابويه عليه الرحمه در كتاب امالى و كتاب علل الشرايع از ابن متوكّل ، از سعدآبادى ، از برقى ، از حضرت عبد العظيم حسنى ، از حسن بن عبد اللّه بن يونس ، از يونس بن ظبيان روايت كرده كه گفت : قال أبو عبد اللّه عليه السّلام : لفاطمة عليها السّلام تسعة أسماء عند اللّه عزّ و جل : فاطمة ، و الصدّيقة ، و المباركة ، و الطاهرة ، و الزكيّة ، و الراضية ، و المرضيّة ، و المحدّثة ، و الزهراء « 1 » . يعنى : فرمود ابو عبد اللّه عليه السّلام كه : براى فاطمه سلام اللّه عليها در نزد خدا نه اسم است :
هامش
( 1 ) شيخ صدوق ، الأمالى ص 530 ؛ علل الشرايع ص 178 .