تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 994

مساهمون:

ص٩٩٤
حضرت به مرگ خود رفته ، پيوسته ايشان ملازم خانهء آن حضرت بودند ، تا آنكه بعد از گذشتن چند روز از ماه ربيع الاوّل ، آن امام مظلوم از دار فانى به سراى باقى رحلت نمود ، و از جور ستمكاران و مخالفان رهائى يافت . چون خبر وفات آن حضرت در شهر سامرّه منتشر شد ، قيامتى در آن شهر برپا شد ، از جميع مردم صداى ناله و فغان و شيون بلند گرديد ، خليفهء لعين در تفحّص فرزند سعادتمند آن حضرت در آمد ، جمعى را فرستاد كه بر دور خانهء آن حضرت تفحّص كنند كه مبادا حملى در ايشان باشد ، پس يكى از زنان گفت كه : يكى از كنيزان آن جناب را احتمال حملى هست ؛ خليفه تحرير خادم را بر او موكّل گردانيد كه بر احوال او مطّلع باشد تا صدق و كذب آن سخن ظاهر شود . بعد از آن متوجّه تجهيز آن جناب شد ، جميع بازارها معطّل شدند ، صغير و كبير و وضيع و شريف خلايق در جنازهء آن برگزيدهء خالق جمع آمدند ؛ پدرم كه وزير خليفه بود با ساير وزرا و نويسندگان و اتباع خليفه و بنى هاشم و علويان به تجهيز آن امام زمان حاضر شدند ، در آن روز سامرّه مانند صحراى قيامت بود از كثرت ناله و شيون و گريه مردم . چون از غسل و كفن آن حضرت فارغ شدند ، خليفه ابو عيسى را فرستاد كه بر آن جناب نماز كند ، چون جنازهء آن جناب را براى نماز بر زمين گذاشتند ، ابو عيسى به نزديك حضرت آمد و كفن را از روى مبارك حضرت دور كرد ، و براى رفع تهمت ، خليفه علويان و هاشميان و امرا و وزرا و نويسندگان و قضات و علماء و ساير اشراف و اعيان را نزديك طلبيد و گفت : بياييد و نظر كنيد اين حسن بن على فرزندزادهء امام رضا عليه السّلام است بر فراش خود به مرگ خود مرده است و كسى آسيبى به او نرسانيده است ، و در مدّت مرض او اطبّاء و قضات و معتمدان و عدول حاضر بوده‌اند و بر احوال او مطّلع گرديده‌اند و بر اين معنى شهادت مىدهند ، پس پيش ايستاد و بر آن حضرت نماز كرد ، و بعد از نماز آن جناب را در پهلوى پدر بزرگوار خود دفن كردند . و بعد از آن خليفه متوجّه تفحّص و تجسّس فرزند حضرت شد ، زيرا كه شنيده بود كه فرزند آن جناب بر عالم مستولى خواهد شد ، و اهل باطل را منقرض خواهد كرد ، چندان‌كه تفحّص كردند چيزى از آن حضرت نيافتند ، و آن