نداشته باشد « 1 » . و از احاديث معتبرهء بسيار كه بر وجه عموم وارد شده ، ظاهر مىشود كه آن حضرت را به زهر شهيد كردند « 2 » . ابن بابويه و جمعى را اعتقاد آن است كه وليد بن عبد الملك آن حضرت را زهر داد « 3 » ، و بعضى هشام بن عبد الملك نيز گفتهاند « 4 » . شيخ كشى به سند معتبر روايت كرده است از على بن زيد كه گفت به سعيد بن مسيّب گفتم : تو مىگوئى على بن الحسين نظير خود در عصر خود نداشت ، سعيد گفت : چنين بود و كسى قدر او را نشناخت ، على بن زيد گفت : همين حجّت بر تو كافى است كه بر جنازهء آن حضرت نماز نكردى ، سعيد گفت : قاريان نمىرفتند به مكّه تا حضرت على بن الحسين عليه السّلام مىرفت ، و در خدمت او مىرفتند . و در يكى از سالها من در خدمت او مىرفتم ، و هزار نفر از حاجيان در خدمت آن حضرت بودند ، و در سقيا فرود آمديم ، حضرت فرود آمد و دو ركعت نماز گزارد ، و بعد از نماز به سجده رفت و تسبيحى در سجود خود خواند ، پس هر درخت و سنگ و كلوخى كه بر دور آن حضرت بود به تسبيح آن حضرت تسبيح گفتند ، و صداى تسبيح از همه بلند شد و ترسيديم ، چون سر از سجود برداشت فرمود كه : اى سعيد آيا ترسيدى ؟ گفتم : بلى يا بن رسول اللَّه ، فرمود كه : حق تعالى چون جبرئيل را خلق كرد ، اين تسبيح را تعليم او نمود ، و چون جبرئيل اين تسبيح را خواند جميع آسمانها و آنچه در آسمانها بودند با او در اين تسبيح موافقت كردند ، و اسم اعظم حق تعالى در اين تسبيح هست . چون آن حضرت وفات يافت ، نيكو كردار و بد كردار همه با جنازهء آن حضرت بيرون رفتند ، من گفتم : امروز مىتوانم نمازى تنها در مسجد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بكنم ، و هيچ روز ديگر چنين نخواهد شد كه مسجد خالى باشد ، چون به نماز ايستادم صداى تكبير از
جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 841
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٨٤١
هامش
( 1 ) كافى 2 / 331 .
( 2 ) بحار الأنوار 46 / 149 .
( 3 ) الفصول المهمّه 194 .
( 4 ) بحار الأنوار 46 / 153 .