« 1 » يعنى : گمان مبر كه ما مهلتى كه دادهايم كافران را كه بهتر است از براى ايشان ، ما مهلت ندادهايم ايشان را مگر براى آنكه زياده گردانند گناهان خود را ، و از براى ايشان است عذاب خواركننده . آيا از عدالت توست اى فرزند آزادكردهها كه زنان و كنيزان خود را در پرده نشانيده و دختران مكرّمهء رسول خدا را اسير كردهاى و بىكجاوه و هودج از شهر به شهر مىگردانى بىياورى و معاونى و مددكارى از روى طغيان بر خدا و انكار سيّد انبياء ؟ و اين افعال بعيد نيست از جماعتى كه جگر برگزيدگان را خاييده باشند ، و گوشت ايشان از خون شهيدان پرورش يافته باشد ، پيوسته شمشيرها بر روى حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم برهنه كرده باشند ، و اينها نتيجهء كفر و ضلالت قديم است و كينهء ديرينهء شمشيرهاى بدر و احد است ، كه از روى بغض و عداوت بسوى اهل بيت رسالت نظر مىكنى ، و از كشتن ايشان هيچ پروا ندارى ، و با نهايت فرح و سرور چوب مىزنى بر لب و دندان سيّد جوانان بهشت كه بوسهگاه حضرت رسالت بود ، و تحسين مىطلبى از كافران گذشتهء خود كه در جهنّمند ، و تقرّب مىجوئى بسوى ايشان به مستأصل كردن ذريّت محمّد ، و ريختن خونهاى اهل بيت رسالت ، و خورشيدهاى فلك امامت و خلافت . به خدا سوگند كه به زودى به اشياخ خود خواهى رسيد ، و آرزو خواهى كرد كه كاش دست تو تا مرفق خشكيده بود ، و كاش از مادر متولّد نشده بودى و آنچه كردى نكرده بودى و آنچه گفته بودى نگفته بودى ، خداوندا بگير حق ما را ، و انتقام بكش از هر كه بر ما
جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 735
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٧٣٥
آنها كه كارهاى بسيار بد كردند آن بود كه تكذيب كردند به آيات خدا و استهزا نمودند به آنها ، اى يزيد آيا گمان مىكنى كه چون بر ما تنگ كردى اطراف زمين را و ما اسير تو گرديديم و ما را به روش اسيران از شهر به شهر آوردى كه اين از خوارى ماست نزد خدا ، و از بزرگوارى توست ، پس تكبّر مىكنى و شاد مىشوى به آنكه كارهاى دنيا براى تو منظّم گرديده و مراد تو حاصل شده است و پادشاهى ما به تو منتقل شده است ، آيا فراموش كردهاى فرمودهء خدا را
وَ لا يَحْسَبَن الَّذِين كَفَرُوا أَنَّما نُمْلِي لَهُم خَيْرٌ لِأَنْفُسِهِم إِنَّما نُمْلِي لَهُم لِيَزْدادُوا إِثْماً وَ لَهُم عَذاب مُهِين
هامش
( 1 ) سورهء آل عمران / آيهء 178 .