تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 736

مساهمون:

ص٧٣٦
ستم كرد ، و غضب خود را نازل گردان بر هر كه خونهاى ما را ريخت و حاميان ما را كشت . به خدا سوگند كه پاره نكردى مگر پوست خود را و نبريدى مگر گوشت خود را ، و به زودى وارد خواهى شد بر حضرت رسالت به آنچه متحمّل شده‌اى از ريختن خون ذريّت او و هتك حرمت او كرده‌اى در عترت او ، در هنگامى كه حق تعالى تفرّق ايشان را به جمعيّت مبدّل كرده باشد و پراكندگى احوال ايشان را به امنيّت آورده باشد ، و حق ايشان را از ستمكاران گرفته باشد ، چنانچه حق تعالى مىفرمايد كه : گمان مكن آنان را كه در راه خدا كشته شدند از مرده‌گانند ، بلكه زندگانند و نزد پروردگار خود روزى مىيابند . خدا بس است براى تو حكم‌كننده ، و كافى است براى مخاصمهء تو ، و جبرئيل ظهير و ياور اوست ، و زود خواهد يافت عذاب خود را و يافته آن كسى كه تو را بر گردن مسلمانان سوار كرد ، و خلافت باطل را براى تو مستقر گردانيد ، و خواهيد دانست كه مكان شما بدتر است ، و ياور شما كمتر است ، و اينكه من قدر تو را كم مىشمارم و سرزنش تو را عظيم مىدانم نه براى آن است كه خطاب در تو فايده مىكند ، بعد از آنكه ديده‌هاى مسلمانان را گريان و سينه‌هاى ايشان را بريان كرديد ، و موعظه چه سود مىبخشد در دلهاى سنگين و جانهاى طاغى و بدنهاى مملوّ از سخط حق تعالى و لعنت رسول خدا ، و سينه‌ها كه شيطان در آن آشيان كرده ، و به اعانت اين قسم گروه تو كردى آنچه كردى . پس زهى تعجّب است كشته شدن پرهيزكاران و فرزندان پيغمبران و سلالهء اوصياى ايشان ، به دستهاى آزادشدگان خبيث و نسلهاى زناكاران فاجر كه خون ما از دستهاى ايشان مىريزد و گوشتهاى ما از دهانهاى ايشان بيرون مىافتد . اى يزيد ! اگر الحال ما را غنيمت خود مىشمارى ، زود باشد كه موجب غرامت تو گردد در هنگامى كه نيابى مگر آنچه دستهاى تو پيش فرستاده است ، و نيست خدا ستم‌كننده بر بندگان خود ، و بسوى خدا شكايت مىكنم ، و اوست پناه من و بر اوست اعتماد من ، پس هر مكرى كه مىتوانى بكن و هر سعى كه خواهى به عمل آور ، تا توانى با ما عداوت كن ، به خدا سوگند كه نام ما را محو نمىتواني كرد ، و به فضيلت ما نمىتوانى رسيد ، و عار كردار خود را از خود دور نمىتوانى كرد ، و نيست رأى تو مگر اندك مكرى ، و ايّام دولت تو مگر