تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 732

مساهمون:

ص٧٣٢

اهل شام را حاضر كرد و اهل بيت رسالت را طلبيد ، چون به در خانهء آن لعين رسيدند ، مخفر بن ثعلبه صدا بلند كرد كه : فاجران لئيم را براى امير المؤمنين آورديم ، حضرت امام زين العابدين عليه السّلام در راه با كسى سخن نمىگفت ، در اين وقت فرمود : بر خدا و خلق ظاهر است كه فاجر لئيم كيست ، پس عبد الرّحمن بن حكم به يزيد گفت كه : خوب كردى نسل فاطمهء طاهره را بر انداختى ، و نسل سميّهء زانيه را بسيار كردى « 1 » ، يزيد سر به نزديك او برد و گفت : اين مجلس جاى اين سخنان نيست . چون آن سر منوّر را به نزديك آن بد گهر گذاشتند ، فرح و شادى بسيار كرد و گفت : صاحب اين سر مىگفت كه : پدر من بهتر است از پدر يزيد ، و مادر من بهتر است از مادر يزيد ، و جدّ من از جدّ او ، و من بهترم از او ، همين سخن او را به كشتن داد « 2 » . به اسانيد معتبره از حضرت امام رضا عليه السّلام منقول است كه چون سر مطهّر امام حسين عليه السّلام را به مجلس يزيد پليد در آوردند ، مجلس شراب آراست و با نديمان خود شراب زهر مار مىكرد و با ايشان شطرنج بازى مىكرد ، و شراب به ياران خود مىداد و مىگفت : بياشاميد كه اين شراب مباركى است كه سر دشمن ما نزد ما گذاشته است و دل شاد و خرّم گرديده‌ايم ، و ناسزا به امام حسين و پدر و جدّ بزرگوار او صلوات اللَّه عليهم مىگفت ، و هر مرتبه كه در قمار بر حريف خود غالب مىشد ، سه پياله شراب زهر مار مىكرد و ته جرعه شومش را در پهلوى طشتى كه سر آن سرور را در آن گذاشته بودند مىريخت ، پس هر كه از شيعيان ماست ، بايد كه از شراب خوردن و شطرنج باختن اجتناب نمايد كه كار دشمنان ماست ، و هر كه در وقت نظر كردن به شراب يا به شطرنج صلوات فرستد بر امام حسين و لعنت كند يزيد و آل زياد را ، حق تعالى گناهان او را بيامرزد هر چند به عدد ستارگان آسمان باشد « 3 » . على بن ابراهيم از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه چون امام زين العابدين عليه السّلام را با ساير اولاد رسالت با غل و زنجير ، و مخدّرات اهل بيت عصمت و جلالت را داخل

هامش
( 1 ) ارشاد شيخ مفيد 2 / 119 .
( 2 ) بحار الأنوار 45 / 131 .
( 3 ) عيون أخبار الرضا 2 / 25 .