تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 660

مساهمون:

ص٦٦٠
واى بر شما فرزند حرب را يارى مىكنيد ، و فرزندان آن سيّد پيغمبران را براى ايشان به قتل مىآوريد ، و بىوفائى و ترك يارى ائمّه و پيشوايان دين در ميان شما شايع گرديده است ، و در طبع صغير و كبير شما راسخ شده است ، و در دلهاى شما ريشه دوانيده است ، لعنت خدا بر آنها كه مىشكنند عهدها و بيعتها و پيمانها را بعد از آنكه مؤكّد به ايمان گردانيده‌اند ، و خدا را بر خود گواه گرفته‌اند . به درستى كه ولد الزّناى فرزند آن ولد الزّنا - يعنى پسر زياد - مرا مردّد گردانيده است ميان كشته شدن و اختيار مذلّت نمودن ، و هرگز نخواهد شد كه من خود را ذليل و اسير چنين كافرى گردانم ، و صاحبان همّتهاى بلند و خصلتهاى ارجمند و ارباب نسبهاى فاخر و پروردگان دامانهاى طاهر هرگز مذلّت لئيمانه بر شهادت كريمانه اختيار نمىكنند ، به درستى كه من عذر خود را ظاهر گردانيدم و حجّت خدا را بر شما تمام كردم ، و اينك با عدم سامان و قلّت اعوان با اين گروه قليل از بزرگواران رو به شما مىآيم ، و پشت از جهاد نمىگردانم ، و مىدانم كه همه شهيد خواهيم شد ، و ليكن جدّم مرا خبر داده است كه بعد از شهادت من به اندك زمانى به تيغ انتقام كشته خواهيد شد و به آرزوهاى خود نخواهيد رسيد ، اكنون هر چه خواهيد بكنيد ، من توكّل بر خدا كرده‌ام و آنچه براى من مقدّر گردانيده به آن راضيم . پس رو به آسمان گردانيد و فرمود : خداوندا حبس كن از ايشان باران رحمت را ، و ايشان را به قحط مبتلا كن ، و فرزند ثقيف - يعنى مختار - را بر ايشان مسلّط گردان كه كاسه‌هاى زهرآلود مرگ را به كام جان ايشان برساند ، و احدى از ايشان را نگذارد مگر آنكه انتقام من و خويشان و دوستان مرا از ايشان بخواهد ، زيرا كه ايشان ما را فريب دادند و دروغ گفتند و يارى دشمنان ما كردند ، خداوندا توئى پروردگار ما ، بر تو توكّل كرديم ، و بازگشت همه بسوى توست . بعد از اين سخنان فرمود : عمر بن سعد را براى من بطلبيد ، و آن ملعون نمىخواست كه در برابر آن حضرت آيد . چون نزديك آن حضرت آمد ، فرمود : اى عمر تو مرا مىكشى به اميد حكومت رى و جرجان كه پسر زياد بىبنياد حرام زاده به تو خواهد داد ؟ به خدا