مرا خواهد كشت ، و در كدام بقعه مدفون خواهم گرديد ، و مىدانم كه كى با من از اهل بيت و خويشان من كشته خواهند شد ، و اگر خواهى اى مادر به تو بنمايم جائى را كه در آن كشته و مدفون خواهم شد . پس آن حضرت به جانب كربلا به دست مبارك خود اشاره نمود ، و به اعجاز آن حضرت ، زمينها پست شد و زمين كربلا بلند شد تا آنكه آن حضرت لشكرگاه خود را و محل شهادت و موضع دفن خود و هر يك از اصحاب خود را بهام سلمه نمود ، پس ام سلمه فغان و ناله بر آورد و در و ديوار را به گريه در آورد ، حضرت فرمود : اى مادر گرامى چنين مقدّر شده است كه من به جور و ستم شهيد گردم ، و فرزندان و خويشان من كشته شوند ، و اهل بيت و زنان و اطفال مرا اسير و مقيّد گردانيده از شهر به شهر و ديار به ديار بگردانند ، و هر چند استغاثه نمايند ياورى نيابند . ام سلمه گفت : اى فرزند دلبند ! جدّ عالىمقدار تو تربت مدفن تو را به من داده است ، و در شيشه ضبط كردهام ، پس حضرت امام حسين عليه السّلام دست فرا كرد و كفى از خاك كربلا برداشت و بهام سلمه داد و گفت : اى مادر اين خاك را نيز در شيشه ضبط كن ، و در هنگامى كه هر دو خاك خون شود ، بدان كه من در آن صحرا شهيد شدهام « 1 » . و از حضرت امام زين العابدين عليه السّلام به سند سابق مروى است كه چون آن حضرت عازم شد كه از مدينه بيرون رود ، خويشان و ياران خود را وداع نمود ، و خواهران و دختران خود را بر محملها سوار كرد ، و قاسم فرزند امام حسن عليه السّلام را با بيست و يك نفر از اصحاب و اهل بيت خود برداشته روانه شد كه از جملهء آنها بودند أبو بكر و محمّد و عثمان و عبّاس فرزندان حضرت امير المؤمنين عليه السّلام و عبد اللَّه پسر مسلم بن عقيل ، و علىّ اكبر و امام زين العابدين عليه السّلام و علىّ اصغر كه مردم علىّ اكبر مىگويند « 2 » . شيخ مفيد و ديگران روايت كردهاند كه چون حضرت امام حسين عليه السّلام از مدينه بيرون رفت ، اين آيه را خواند كه در قصّهء بيرون رفتن حضرت موسى عليه السّلام از ترس فرعون بسوى مدين نازل شده است
جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 601
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٦٠١
فَخَرَج مِنْها خائِفاً يَتَرَقَّب قال رَب نَجِّنِي مِن الْقَوْم
هامش
( 1 ) بحار الأنوار 44 / 331 .
( 2 ) امالى شيخ صدوق 131 .