تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 604

مساهمون:

ص٦٠٤
آمدن او راضى نبود ، زيرا كه مىدانست كه تا آن حضرت در مكّه است كسى از اهل حجاز با او بيعت نخواهد كرد . چون اين اخبار به اهل كوفه رسيد ، شيعيان كوفه در خانهء سليمان بن صرد خزاعى جمع شدند ، حمد و ثناى حق تعالى ادا كردند و در باب فوت معاويه و بيعت يزيد سخن گفتند ، سليمان گفت : چون معاويه به جهنّم و اصل شده و حضرت امام حسين عليه السّلام از بيعت يزيد امتناع نموده و به جانب مكّهء معظّمه رفته است ، و شما شيعيان او و پدر بزرگوار اوئيد ، اگر مىدانيد كه او را يارى و با دشمنان او جهاد خواهيد كرد و به جان و مال در نصرت او خواهيد كوشيد ، نامه‌اى به او بنويسيد و او را بطلبيد ، و اگر در يارى او سستى خواهيد ورزيد و آنچه شرط نيكخواهى و متابعت است به عمل نخواهيد آورد ، او را فريب مدهيد و در مهلكه ميفكنيد ، ايشان گفتند : چون اين ديار را به نور قدوم خود منوّر گرداند ، همگى به قدم اخلاص بسوى او مىشتابيم و به دست ارادت با او بيعت مىنمائيم ، و در يارى او و دفع شرّ اعداى او جانفشانيها به ظهور مىرسانيم . پس عريضه‌اى به اين مضمون به خدمت آن حضرت نوشتند : بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم ، اين نامه‌اى است بسوى حسين بن على عليه السّلام از جانب سليمان بن صرد خزاعى و مسيّب بن نجبه و رفاعة بن شدّاد بجلى و حبيب بن مظاهر و ساير شيعيان او از مؤمنان و مسلمانان اهل كوفه ، سلام خدا بر تو باد ، و حمد مىكنيم خدا را بر نعمتهاى كاملهء او بر ما ، و شكر مىكنيم او را بر آنكه هلاك كرد دشمن جبّار معاند تو را كه بىرضاى امّت بر ايشان والى شد ، و به جور و قهر بر آنها حاكم گرديد ، و اموال ايشان را به ناحق تصرّف نمود ، و نيكان را به قتل رسانيد ، و بدان را بر نيكان مسلّط گردانيد ، و اموال خدا را بر مالداران و جبّاران قسمت نمود ، پس خدا او را لعنت كند چنانچه قوم ثمود را لعنت كرد . بدان كه ما در اين وقت امام و پيشوائى نداريم ، بسوى ما توجّه نما و به شهر ما قدم رنجه فرما كه ما همگى مطيع توئيم ، شايد حق تعالى حق را به بركت تو بر ما ظاهر گرداند ، و نعمان بن بشير حاكم كوفه در قصر الاماره نشسته است در نهايت مذلّت ، و به جمعهء او حاضر نمىشويم ، و در عيد با او بيرون نمىرويم . چون خبر برسد كه شما متوجّه اين