تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 603

مساهمون:

ص٦٠٣
مَضاجِع‌هِم

« 1 » بگو اى محمّد به منافقان كه : اگر مىبوديد در خانه‌هاى خود البتّه بيرون مىآمدند آنها كه بر ايشان كشته شدن نوشته شده بود بسوى محل كشته شدن ايشان . اگر من در جاى خود متوقّف شوم و بيرون نروم به جهادى كه امتحان خواهند كرد اين خلق گمراه را ، و به چه چيز ممتحن خواهند گردانيد اين گروه تباه را ، و كه ساكن خواهد شد در قبر من در كربلا كه حق تعالى آن را برگزيده است در روزى كه زمين را پهن كرده است ، و آن مكان شريف را پناه شيعيان من گردانيده ، و بازگشت بسوى آن بقعهء مقدّسه را موجب ايمنى دنيا و آخرت ايشان ساخته ، و ليكن به نزد من آئيد در روز عاشورا كه در آخر آن روز من شهيد خواهم شد در كربلا در وقتى كه احدى از اهل بيت من نمانده باشد كه قصد كشتن او نمايند ، و سر مرا براى يزيد پليد ببرند . پس جنّيان گفتند : اى حبيب خدا و فرزند حبيب خدا ، اگر نه آن بود كه اطاعت امر تو واجب است و مخالفت تو ما را جايز نيست ، هرآينه مىكشتيم جميع دشمنان تو را قبل از آنكه به تو برسند ، حضرت فرمود : به خدا سوگند قدرت ما بر ايشان زياده از شماست ، ليكن مىخواهيم كه حجّت خدا را بر خلق تمام كنيم و قضاى حق تعالى را انقياد نمائيم « 2 » . شيخ مفيد روايت كرده كه آن حضرت در روز جمعه سوّم شعبان داخل مكّه شد و اين آيه را خواند

وَ لَمَّا تَوَجَّه تِلْقاءَ مَدْيَن قال عَسى رَبِّي أَن يَهْدِيَنِي سَواءَ السَّبِيل

« 3 » يعنى : چون موسى متوجّه مدين شد گفت : اميدوارم پروردگار من هدايت كند مرا به راه راست كه مرا به مقصود خود رساند . چون اهل مكّه و جمعى كه از اطراف به عمره آمده بودند ، خبر قدوم مسرّت لزوم آن امام مظلوم را شنيدند به خدمت او آمده ، و هر صبح و شام ملازم آن حضرت بودند ، و عبد اللَّه بن زبير در آن وقت در مكّه بود و در پهلوى كعبه جا گرفته بود ، و براى فريب دادن مردم پيوسته مشغول نماز بود ، و در اكثر اوقات به ملازمت آن حضرت مىرسيد ، و ظاهراً اظهار مسرّت از قدوم آن حضرت مىنمود ، و در باطن به

هامش
( 1 ) سورهء آل عمران / آيهء 154 .
( 2 ) بحار الأنوار 44 / 330 .
( 3 ) سورهء قصص / آيهء 22 .
جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 603 | العلامة المجلسي