فرمود : سر بالا كنيد و نظر كنيد . چون نظر كردند ، درجات و منازل خود را در بهشت ديدند ، پس حضرت منزل هر يك را به او نشان داد تا آنكه همه منازل خود را شناختند ، و حور و قصور و نعمتهاى موفور خود را ديدند ، و به اين سبب در آن صحرا رو به نيزه و شمشير مىرفتند كه زودتر به منزل خود برسند و به نعيم ابدى متنعّم گردند « 1 » . ابن بابويه به سند معتبر از حضرت امام محمّد تقى عليه السّلام روايت كرده است كه علىّ بن الحسين عليه السّلام مىفرمود : چون كار بر پدرم تنگ شد ، و آن كافران از هر سو آن حضرت و اصحابش را در ميان گرفتند ، اهل آن معركه احوال آن حضرت را بر خلاف احوال خود ديدند ، زيرا كه دلهاى ايشان ترسان شده بود و رنگهاى ايشان متغيّر گرديده بود و مفاصل بدن ايشان مىلرزيد ، و آن حضرت با مخصوصان اهل بيت او روهاى ايشان شكفته بود و رنگ ايشان افروخته بود و سكون قلب و اطمينان جوارح ايشان بيشتر شده بود . پس بعضى از اصحاب آن حضرت را گفتند : نظر كنيد بسوى اين شير بيشهء شجاعت كه پروا از مردن ندارد و آرزومند شهادت است حضرت چون سخن ايشان را شنيد فرمود : صبر كنيد اى فرزندان بزرگواران كه نيست مرگ از براى شما مگر به منزلهء پلى كه از آن درگذريد ، و از شدّت و بد حالى منتقل شويد بسوى نعيم ابدى و بهشت جاودانى ، پس كيست از شما كه نخواهد از زندانى به قصرى منتقل شود ، و نيست مرگ براى دشمنان شما مگر مثل كسى كه از قصر و قباب بسوى زندان و عذاب رود ، به درستى كه پدرم مرا خبر داد كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود كه : دنيا زندان مؤمن است ، و بهشت كافران است ، و مرگ جسر مؤمنان است بسوى بهشتهاى ايشان ، و جسر كافران است بسوى عذابهاى ايشان ، و من هرگز دروغ نگفتهام ، و از پدران خود دروغ نشنيدهام « 2 » . ايضاً به سند معتبر از ابو حمزهء ثمالى روايت كرده است كه روزى حضرت على بن الحسين عليه السّلام نظر كرد بسوى عبيد اللَّه پسر عبّاس بن على بن أبي طالب و آب از ديدهء مباركش روان شد ، فرمود : هيچ روز بر حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم سختتر نبود از روز احد كه عم او شير خدا و رسول ، حمزة بن عبد المطلّب در آن روز شهيد شد . و بعد از آن ، روز موته بود
جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 572
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٥٧٢
هامش
( 1 ) خرايج 2 / 847 .
( 2 ) معانى الاخبار 288 - 289 .