ابن بابويه و حميرى به سند صحيح و موثّق روايت كردهاند كه از حضرت صادق عليه السّلام پرسيدند كه : حق تعالى در قرآن مىفرمايد كه : آنچه به شما مىرسد از مصيبتى پس آن چيزى است كه كسب كرده است آن را دستهاى شما ، و عفو مىكند خدا از گناه بسيار ، پس چه مىفرمائيد در آنچه رسيد به امير المؤمنين و اهل بيتش ؟ آيا به كردههاى ايشان بود و حال آنكه ايشان اهل بيت عصمت و طهارت بودند ، و خود را به لوث گناهى نيالوده بودند ؟ حضرت فرمود : اين آيه در حق ايشان نيست ، و ليكن حق تعالى مخصوص مىگرداند دوستان خود را به مصيبتها براى آنكه مزد دهد ايشان را به ثوابها ، و درجات ايشان را مضاعف گرداند بىآنكه گناهى كرده باشند ، چنانچه حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بىآنكه گناهى كرده باشد روزى هفتاد مرتبه استغفار مىكرد « 1 » . صفّار به سند معتبر روايت كرده است كه روزى اصحاب امام محمّد باقر عليه السّلام در خدمت آن حضرت نشسته بودند ، فرمود : عجب دارم از گروهى كه ولايت ما را اختيار كردهاند و ما را امام مىدانند ، و اطاعت ما را بر خود واجب مىشمارند مانند طاعت خدا ، و به ضعف عملهاى خود مرتبهء ما را پست مىكنند ، و عيب مىكنند بر جماعتى كه رتبهء ما را مىشناسند و رتبهء ما را مىدانند و كمالات ما را بيان مىفرمايند ، و ايشان را نسبت به غلو مىدهند ، آيا گمان داريد كه خداوند عالميان اطاعت دوستان خود را بر خلق واجب گرداند و از ايشان مخفى دارد اخبار آسمانها و زمين را ، و به ايشان نرساند آنچه بر ايشان و ديگران واقع مىشود ؟ ! حمران گفت : فداى تو شوم مرا خبر ده كه چگونه بود امر على بن أبي طالب و حسن و حسين عليهم السّلام كه خروج كردند و به دين خدا قيام نمودند ، و اهل طغيان و جور بر ايشان غالب شدند و ظفر يافتند ، حضرت فرمود : اى حمران در علم الهى چنين گذشته بود و چنين مقرّر شد ، و به فرمودهء رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم خروج كرد هر كه خروج كرد از ما ، و از روى علم و دانائى ساكت شد هر كه ساكت شد از ما ، اى حمران اگر وقتى كه بلا نازل مىشد و اهل جور بر ايشان غالب مىشدند ، ايشان از خدا سؤال مىكردند كه ملك و پادشاهى آن
جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 569
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٥٦٩
هامش
( 1 ) قرب الاسناد 168 .