تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 571

مساهمون:

ص٥٧١

فصل نهم در بيان فضيلت شهدائى كه با آن حضرت شهيد شدند ، و درجات و منازل ايشان

ابن بابويه به سند معتبر روايت كرده است كه مردى از حضرت صادق عليه السّلام پرسيد : يا بن رسول اللَّه چه سبب داشت كه اصحاب حضرت امام حسين عليه السّلام با آنكه مىدانستند كه كشته مىشوند اقدام بر جهاد مىنمودند ، و بيباكانه خود را در درياى جنگ مىافكندند ؟ حضرت فرمود كه : پرده از پيش ديدهء ايشان برداشته بودند و منزلهاى خود را در بهشت ديده بودند ، پس مبادرت مىكردند كه كشته شوند و به منزلهاى خود برسند و حوريان خود را دربرگيرند « 1 » . قطب راوندى به سند صحيح از ابو حمزهء ثمالى روايت كرده است كه على بن الحسين عليه السّلام فرمود : من با پدرم بودم در شبى كه صبحش شهيد شد ، در آن شب با اصحاب خود گفت : اينك شب در آمد و راه گريختن بر شما گشوده شد ، پس اين شب را غنيمت شماريد و بگريزيد كه اين گروه جفاكار مرا مىطلبند و با ديگرى كار ندارند ، اگر مرا بكشند از پى شما نخواهند آمد ، من بيعت خود را از گردن شما گشودم ، ايشان گفتند : به خدا سوگند كه اين هرگز نخواهد شد ، حضرت فرمود : فردا كشته خواهيد شد و يكى از شما به در نخواهد رفت ، ايشان گفتند : حمد مىكنيم خداوندى را كه ما را مشرّف كرده است به اين كرامت كه با تو شهيد شويم ، پس ايشان دل بر شهادت گذاشتند ، و حضرت ايشان را دعا كرد و

هامش
( 1 ) علل الشرايع 229 .
جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 571 | العلامة المجلسي