گردانيده است به رسالت و خلافت خود ، پس حق تعالى براى ايشان معجزهاى چند مقرّر كرد كه ساير خلق عاجز بودند از اتيان به مثل آنها . پس بعضى از ايشان بعد از انذار و تخويف طوفان آورد و متمرّدان قوم خود را غرق كرد و بعضى را در آتش انداخت ، و حق تعالى آتش را بر او سرد و سلامت گردانيد ، و بعضى از سنگ سخت ناقه بيرون آورد كه از پستانش شير جارى بود ، و بعضى از ايشان دريا را شكافت و از سنگ خشك چشمهها جارى گردانيد ، و عصا را اژدها كرد ، و بعضى از ايشان كور و پيس را شفا داد و مرده را به اذن خدا زنده كرد ، و خبر داد ايشان را به آنچه مىخوردند ، و در خانهها ذخيره مىكردند ، و بعضى از ايشان ماه براى ايشان شكافته شد ، و حيوانات با او سخن گفتند ، چون اين معجزات را آوردند و امّتهاى ايشان عاجز شدند از اتيان به مثل آنها . پس حق تعالى به مقتضى لطف خود نسبت به بندگان و حكمت كاملهء خود پيغمبران خود را به اين معجزات گاهى غالب گردانيد و گاهى مغلوب در حالتى ديگر مقهور ، زيرا كه اگر به اين معجزات و خوارق عادات در جميع احوال غالب و قاهر بودند و به بلاها و مصائب ممتحن نمىشدند ، هرآينه مردم ايشان را خدايان مىدانستند ، و هرآينه نمىدانستند فضيلت صبر ايشان را بر بلاها ، و ليكن حق تعالى در اين امور احوال ايشان را مثل احوال ديگران گردانيد ، تا آنكه در حال بلا و محنت صابر باشند و در حالت رخا و عافيت شاكر ، و در جميع احوال خود در مقام تواضع و فروتنى باشند ، و تكبّر و تجبّر ننمايند ، و مردم بدانند كه ايشان را خدائى هست كه او خالق و مدبّر ايشان است ، پس آن خداوند را عبادت و اطاعت كنند ، و حجّت خدا تمام باشد بر كسى كه در باب ايشان از حد به در رود و دعوى پروردگارى از براى ايشان كند ، يا معانده و مخالفت و عصيان ايشان كند ، و آنچه ايشان آوردهاند از جانب خدا ، انكار كند ، تا آنكه هر كه هلاك شود بعد از اتمام حجّت هلاك شود ، و هر كه نجات يابد به دليل و برهان نجات يابد . پس شيخ ابو القاسم اظهار نمود كه آنچه گفتم از پيش خود نگفتم ، و از حضرت صاحب الامر عليه السّلام شنيدم « 1 » .
جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 568
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٥٦٨
هامش
( 1 ) احتجاج 2 / 546 ؛ علل الشرايع 241 .