تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 547

مساهمون:

ص٥٤٧

پس رايت و علم ديگر به نزد من آيد از رايت اوّل سياه‌تر و تيره‌تر ، و مثل اوّل جواب گويند مرا ، پس گويم كه : من دو چيز بزرگ در ميان شما گذاشتم چه كرديد با آنها ؟ گويند كه : كتاب خدا را مخالفت كرديم ، و عترت تو را يارى نكرديم و ايشان را كشتيم ، رانده و پراكنده كرديم ، پس گويم كه : دور شويد از من ، پس برگردند از حوض كوثر با لب تشنه و روهاى سياه . پس علم ديگر به نزد من آيد كه نور از آن تابد ، پس من با ايشان گويم كه : كيستيد شما ؟ گويند كه : مائيم اهل كلمهء توحيد و پرهيزكارى ، و مائيم امّت محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، و مائيم بقيّهء اهل حق كه حامل كتاب حق تعالى شديم ، و حلال آن را حلال دانستيم و حرام آن را حرام دانستيم ، و دوست داشتيم ذريّهء محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را ، و ايشان را يارى كرديم در هر امرى كه خود را يارى مىكرديم ، و در خدمت ايشان قتال كرديم ، با هر كه دشمنى با ايشان مىكرد مقاتله كرديم ، پس من به ايشان گويم كه : بشارت باد شما را كه منم پيغمبر شما محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و در دار دنيا چنان بوديد كه گفتيد ، پس آب دهم ايشان را از حوض كوثر ، و سيراب از نزد حوض كوثر برگردند ، به درستى كه جبرئيل مرا خبر داد كه امّت من فرزند من حسين را شهيد خواهند كرد در كربلا ، لعنت خدا بر كسى باد كه او را بكشد يا او را يارى نكند تا روز قيامت ، پس حضرت از منبر فرود آمد ، و نماند احدى از مهاجران و انصار مگر آنكه يقين كردند كه امام حسين عليه السّلام شهيد خواهد شد « 1 » . در بعضى از كتب معتبره از ام سلمه روايت كرده‌اند كه روزى حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم امام حسن صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را بر ران راست خود نشانيده بود و امام حسين عليه السّلام را بر ران چپ خود نشانيده بود ، و گاهى اين را مىبوسيد و گاهى او را ، در آن وقت جبرئيل نازل شد و گفت : يا رسول اللَّه تو اينها را دوست مىدارى ؟ فرمود : چگونه دوست ندارم و اينها دو ريحانهء منند در دنيا و دو نور ديدهء منند ، جبرئيل گفت : يا نبىّ اللَّه حق تعالى بر ايشان حكمى كرده است صبر كن ، حضرت فرمود : كدام است آن حكم ؟ جبرئيل گفت : حسن را به زهر شهيد خواهند كرد ، و حسين را به قهر سر خواهند بريد ، و هر پيغمبرى را دعاى مستجابى

هامش
( 1 ) مثير الأحزان 18 .