از روى كراهت ، و ليكن فاطمه چنين بود ، چون خبر شهادت آن حضرت را شنيده بود به او حامله شد از روى كراهت و وضع حمل او نمود از روى كراهت « 1 » . ايضاً به سند موثّق از آن حضرت روايت كرده است كه روزى حضرت فاطمه عليها السّلام به خانهء حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آمد ، آب از ديدههاى مبارك آن حضرت روان بود ، فاطمه عليها السّلام سبب گريهء آن حضرت را پرسيد ، فرمود : جبرئيل خبر آورد كه امّت من حسين را خواهند كشت ، چون فاطمه عليها السّلام اين خبر را شنيد خروش بر آورد و گريبان خود را چاك كرد ، حضرت فرمود : اى فاطمه جزع مكن كه امامت در فرزندان او خواهد بود تا روز قيامت ، پس فاطمه ساكن شد « 2 » . ايضاً به سندهاى معتبر از امام محمّد باقر و امام زين العابدين عليه السّلام روايت كرده است كه حضرت امير المؤمنين عليه السّلام فرمود : روزى حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به ديدن ما آمد ، پس طعامى به نزد آن حضرت حاضر كرديم كهام ايمن براى ما به هديه آورده بود ، و آن خرما و شير و مسكه بود ، حضرت قدرى از آن تناول نمود ، چون فارغ شد من آب بر دست مباركش ريختم و دست خود را شست ، بعد از دست شستن دست مبارك خود را بر رو و ريش خود ماليد و رفت و به زاويهء خانه ، چند ركعت نماز كرد و در سجدهء آخر نماز گريه بسيار نمود ، چون سر از سجده برداشت و از نماز فارغ شد ، هيچيك از ما جرأت نكرديم براى اجلال و تعظيم آن حضرت كه از سبب گريه سؤال كنيم ، حضرت امام حسين عليه السّلام بسيار كودك بود و تازه به رفتار آمده بود ، او به نزديك حضرت رفت و بر ران جدّ بزرگوار خود نشست ، و سر خود را به بغل حضرت چسبانيد و گفت : اى پدر بزرگوار به خانهء ما تشريف آوردى و از آمدن تو بسيار مسرور و شاد شديم ، پس گريه كردى كه ما را به اندوه آوردى ، سبب گريهء تو چه بود ؟ حضرت فرمود : اى فرزند گرامى چون من به شما نظر نمودم و شما را بر دور خود ديدم ، بسى شاد گرديدم و هرگز چنين شادى مرا رو نداده بود . چون شاديهاى دوستان خدا را در دنيا مقرون به المها مىباشد ، جبرئيل در اين وقت بر من
جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 541
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٥٤١
هامش
( 1 ) كامل الزيارات 56 .
( 2 ) كامل الزيارات 57 .