تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 537

مساهمون:

ص٥٣٧

كن كه اين را از او بر طرف كند ، حضرت فرمود : من از خدا سؤال كردم ، حق تعالى فرمود : او را به سبب شهادت درجه‌اى خواهد بود كه احدى از مخلوقين به آن درجه نمىرسد ، به درستى كه او را شيعه‌اى چند خواهد بود كه شفاعت كنند ، و شفاعت ايشان رد نشود ، و مهدى آل محمّد از فرزندان او خواهد بود ، پس خوشا به حال كسى كه از اولياى حسين باشد ، و شيعيان او رستگارانند در روز قيامت « 1 » . ايضاً به سند معتبر از امام رضا عليه السّلام روايت كرده است كه چون حق تعالى امر كرد حضرت ابراهيم را كه فرزند خود اسماعيل را قربانى كند و براى او فدائى فرستاد ، امر كرد كه گوسفند را به عوض او قربانى كند ، پس ابراهيم آرزو كرد كه : كاش مأمور نمىشدم به كشتن گوسفند و فرزند خود را به دست خود از براى خدا قربانى مىكردم تا آنكه دل من به كشتن عزيزترين فرزندان من به درد مىآمد ، و مستحق مىشدم به سبب آن ارفع درجات اهل مصايب را . پس حق تعالى به او وحى كرد كه : اى ابراهيم كيست محبوبترين خلق من بسوى تو ؟ ابراهيم گفت : خداوندا خلقى نيافريده‌اى كه محبوب‌تر باشد بسوى من از حبيب تو محمّد مصطفى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، حق تعالى به او وحى كرد كه : آيا او محبوبتر است بسوى تو يا جان تو ؟ ابراهيم گفت : بلكه او را از جان خود دوست‌تر مىدارم ، حق تعالى فرمود : فرزندان او محبوب‌ترند بسوى تو يا فرزندان تو ؟ ابراهيم گفت : بلكه فرزندان او را دوست‌تر مىدارم از فرزندان خود ، پس خدا وحى كرد به او كه : آيا كشته شدن فرزندان او بر دست دشمنانش دل تو را بيشتر به درد مىآورد يا كشتن تو فرزند خود را به دست خود در طاعت من ؟ ابراهيم گفت : بلكه كشته شدن او بر دست دشمنانش بيشتر دل مرا به درد مىآورد . پس حق تعالى فرمود : اى ابراهيم گروهى كه دعوى خواهند كرد كه از امّت محمّداند ، حسين و فرزندان او را خواهند كشت به ظلم و عدوان چنانچه گوسفند را كشند ، به سبب اين ، مستوجب غضب من خواهند شد ، پس ابراهيم به جزع آمد و دلش به درد آمد و گريان شد ، پس حق تعالى ندا كرد كه : فدا كردم جزع تو را بر فرزند تو اسماعيل ، اگر او را

هامش
( 1 ) امالى شيخ صدوق 120 .