تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 535

مساهمون:

ص٥٣٥
شيخ طبرسى و ديگران از سعد بن عبد اللَّه روايت كرده‌اند كه گفت : به خدمت حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام رفتم و از آن حضرت مسأله‌اى چند سؤال كردم ، آن حضرت فرمود : از مولاى خود حضرت صاحب الامر بپرس ، و در آن وقت حضرت صاحب كودك بود و در پيش روى حضرت بازى مىكرد ، پس سؤال كردم از تفسير كهيعص ، حضرت فرمود : اين حروف از اخبار غيبت است كه خدا به حضرت زكريّا خبر داده ، و بعد از آن به حضرت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اعلام فرموده است ، و سببش اين بود كه حضرت زكريّا از خدا طلب كرد كه اسماء مقدّسهء آل عبا را به او تعليم نمايد كه در شدايد به آنها پناه برد جبرئيل آمد و اسماء ايشان را تعليم آن حضرت نمود . چون حضرت زكريّا نام محمّد و على و فاطمه و حسن عليهم السّلام ياد مىكرد ، غم او بر طرف مىشد و خوش‌حال مىشد ، چون نام مبارك امام حسين عليه السّلام را ياد مىكرد ، گريه بر او مستولى مىشد و ضبط خود نمىتوانست كرد . روزى مناجات كرد كه : خداوندا چرا نام آن چهار بزرگوار را كه بر زبان مىرانم غمهاى من زائل مىشود و مسرور مىگردم ، و نام آن عالى مقدار را كه ذكر مىكنم ، غمهاى من به هيجان مىآيد و مرا از گريه طاقت نمىماند ، پس خداوند عالم قصّهء شهادت و مظلوميّت آن جناب را به زكريّا وحى فرمود و گفت : كهيعص ، پس كاف اشاره به نام كربلاست ، وها هلاك عترت طاهره است ، و يا يزيد است كه كشنده و ظالم ايشان بود ، و عين عطش و تشنگى ايشان است در آن صحرا ، و ص صبر ايشان است بر آن مصيبتها . چون زكريّا اين قصّهء دردناك را شنيد ، سه روز از مسجد حركت نكرد و كسى را نزد خود راه نداد ، مشغول گريه و زارى و ناله و بىقرارى شد ، و مرثيهء بر مصيبت آن حضرت مىخواند و مىگفت : الهى آيا دل بهترين خلقت را به مصيبت فرزندش به درد خواهى آورد ؟ آيا بلاى چنين مصيبتى را به ساحت عزّت او راه خواهى داد ؟ آيا به على و فاطمه جامهء چنين مصيبتى را خواهى پوشانيد ؟ آيا چنين درد و المى را به منزل رفعت و جلال ايشان در خواهى آورد ؟ بعد از اين سخنان مىگفت كه : الهى مرا فرزندى كرامت فرما كه در پيرى ديدهء من به او روشن شود ، چون چنين فرزندى كرامت فرمائى مرا فريفتهء محبّت او گردان ، پس چنين كن كه دل من در مصيبت آن فرزند چنان به درد آيد كه دل محمّد حبيب
جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 535 | العلامة المجلسي